تبليغاتX
انجمن فرهنگی و اجتماعی باران

انجمن فرهنگی و اجتماعی باران

اطاعت از خدا خدمت برای مردم

 

سهم مردم هزاره درجنبیشهای ملی وحفظ استقلال افغانستان

حسین محمودی

تاریخ چندین سده پیشین افغانستان مشحون ازمبارزات مردم این کشور به خاطر ازادی وترقی است  که درنهضت های استقلال طلبانه  و عدالت خواهانه کشور انعکاس یافته است و به خاطرتداوم برای تا مین سعادت  مادی ومعنوی انسان این سرزمین ,  که درراه ان مبارزات طولانی قهرمانانه به عمل امده وقربانی های بی نظیر داده شده است تا افغانستان مستقل و دارای حاکمیت , واحد ویک پارچه وغیر قابل تجزبه حفظ گردد.  وبدون تردید مردم هزاره در هریک از برهه تاریخی وهر برشی از روزگاران و در هر مقطعی تاریخ کشور- برای صیانت وحضانت این خطه  مرد خیز دوش بدوش دیگر برادران هموطن خود رزمیده و قر بانی داده ودست بیگانگان را ازین سرزمین کوتاه گردانیده اند.

 از لا بلای اسناد ومدارک برجای مانده معلوم میشود شمار قابل توجهی از اقوام و قبایل مختلف کشور  بصورت جمعی وانفرادی در هر یک از  حوادث بمیان امده طی سال های 1100 – 1258 –هجری  در رابطه به جنبیش های آزادی طلبانه مردم سهمی داشته ودر جهت بوجود آ وردن یک فرایندمطمین وسالم برای وطن , جانبازانه  مجاهده وتلاش نموده اند. وازآن میان سهم گیری مردم هزاره  دراین رویدادها برجسته وچشم گیر میباشد که در منابع مربوطه  به و ضاحت و گاهی به اشارت از آن سخن رفته است. بخصوص در نهضت قندهار وفتح اصفهان محمد هوتکی  هنگامیکه در سال 1135-هجری عزم حمله به اصفهان میکرد از اقوام گوناگون کشور خواستار معاونت گردیدو اجابت مردم هزاره به این تقا ضا  , تجهیز وبسیج چهار هزارجوان پیکار جوبرای همراهی  اوبود که در فتح اصفهان به غایت موثیر و پر اهمیت بوده است . تداوم فعا لیت ها  ومبارزات بخاطر حفظ استقلال و مبارزات عدالت خوا ها نه , تاریخ خونین همراه با درد وعذاب مردم  هزاره نشان   میدهد.   پدران ونیاکان هزاره در جنگ سوم افغان و انگلیس دوشا دوش ودر کنار پشتونها –تاجکها – از بکها – تر کمن ها ودیگر اقوام کشور در برابراشغالگران بخاطر استرداد استقلال افغانستان می جنگیدند.

سدهء دوازدهم هجری از نگاه پیکار مردم کشور علیه تسلط بیگانگان و استقرار دولت غلجائی و بعدآتشکیل دولت درانی  ونیزسدهء سیزدهم از لحاظ ادا مه  این پیکاربرحق و در عین حال رقابتها وبرخورد ها میان سران و سرداران دود مانهای برسر اقتدار – در تاریخ کشور ما-روز گاران پر آشوب و حادثه خیز بشمار میآید وهم بدانسان سدهءچهارده راکه با به قدرت رسیدن امیر عبدالرحمن آ غاز مییا بد وعهد او عهد استبداد خشن برضد مردم هزاره شمرده میشود. وپس از او درزمان  امیر حبیب الله خان که مشروطه خواها ن سر بلند میکنند  و علیه نظام مطلقه برمی خیزند, میتوان روزگار نا آرام ودرعین حال امید بخش  این سر زمین دانست  تا اینکه  در سی وهشتمین سال این سده  یعنی  1338 –هجری  مطابق 1298 -  شمسی و 1919 – میلادی برابر است , که مبارزات جان بازانه ء مردم  آزادیخواه ما به استرداد استقلال افغانستان می انجا مد و این برش از زمان – نقطه چرخشی عظیم در تاریخ کشور شمرده میشود.

سعی دودمان درویش علی خان در استحکلم  دولت درانی  که وی سمت نایب الحکومه هرات را دارا بودو تاآخرین روزهای حیات احمد شاه دراین سمت  پا برجا بود. این همکاریهای سران مردم هزاره با دولت  درانی حد اکثر در زمینه حفظ  استقلال  وتسلط بر نقاط سرحدی و جلو گیری از نفوذ اجانب به داخل کشور و پاسداری از حاکمیت  کشور در آنسوی مرز ها بوده است که در تاریخ  استقلال طلبی مردم ما اهمیت  زیادی دارد.

در سال 1199 – هجری تیمور شاه در جنگ ملتان علیه حکومت سک ها حدود یک سوم لشکر اورا جنگآ وران هزاره  تشکیل میداد که درین جنگ سکها مغلوب گردیدند. درسا ل 1212 – هجری زمانشاه در حمله علیه سکها ازراه سر زمین هزاره سفرکرد ونیروی جنگی مورد ضرورت را از جوانان هزاره با خود برد ودرین جنگ  غا لب برگشت. ابراهیم خان هزاره یکی از داعیان حکمروائی  در سر حدات غربی کشور ,  حاجی فیروز الدین فرزند تیمور شاه والی هرات  را تشویق و کمک کرد  که غوریان را ازتصرف ولی میرزا والی  مشهد دو باره آزاد کند.

بنیادعلی خان هزاره از مردان بزرگ واز خوانین قدرتمند خراسان بود او مردی شجاع , جنگ دیده خرد مند - پر نفوذ و از پر چمداران صیانت وطن در مناطق شمالغرب کشور بشمار میآ ید. بنیاد خان گروهی از جنگاوران هزاره جمشیدی و فیروز کوهی را به اطراف خود جمع کرد و در سال -1231 – هجری قمری ولایت جام و باخرز را تسخیر کرد و تا حوالی مشهد پیش را ند و این مناطق را بزیر فر مان آورد. در سال 1232 – هجری قمری در جنگ میان افغا نستان وایران و زیر فتح خان جراحت برداشت اما بنیاد خان هزاره در د قایق اخیرجنگ میر زا عبدالو هاب معتمدالدو له اصفهانی را که دومین شخص مهم لشکر قا جار بود به اسارت گرفت بعدآ او را آزاد کرد در بدل آن شجاع السلطنه حکومت جام باخرز وغوریان را به بنیاد خان سپرد.

 کر نیل شیر محمد خان هزاره یکی از چهره های معروف در جنگ های پا رتیزانی بود در سال 1254 هجری برای دفع تجاوز خارجی چهار هزار نفر قوای جنگی را تجهیزو به قوای کامران والی هرات ملحق گردانید و در نبرد دیگر ی جلو پیشروی آصف الدوله را بسوی قلعه نو مانع شد وتلفات سنگینی بر او وارد ساخت و در سال 1255 هجری در یک جنگ پار تیزانی ششصد رآس اسپ از قوای دشمن را به تصرف در آورد. یکی از مهمترین و بزر گترین کار نامه و مقاومت این مرد رزمنده در برابر سپاه انگلیس در نبر دگاه میوند است. در فرصتی که سپاه ایوب خان از قوای انگلیس هزیمت یافته و مورد تعاقب دشمن قرار گرفته بود. شیر محمد خان هزاره با افراد معیتی خود در مقابل دشمن ایستاده و ساعتها به جنگ ادامه داد و بدین ترتیب از شکست قطعی جلو گیری بعمل آورد و با این عمل جا نبازانه میتوان نام او را در ردیف فاتحان واقعی میوند به ثبت رسانید.

امیر  اما ن الله خان از آغاز جلوس  به سلطنت  موضوع  استقلال   با انگلیس ها به میا ن آ ورد . مردم از هر جا  بصورت داوطلبا نه  برای جها د  حاضر شدند واز جمله مردم هزاره علاوه بر هزاران نفری  که در صفوف ارد و حاضر خدمت داشت – هزاران نفر دیگر را  بطور داوطلبا نه  آ ماده ء جها د در راه استقلال کشور گردانید و از جمله محمد الله خا ن هزاره – عبا س خا ن هزاره  و عبدالله خا ن قیا ق  نیروی منظمی را به کمک جبهه قند هار  بسیج نمودند . وتعداد زیادی از جوانان مردم هزاره در جنگ تحصبل  استقلال  در جبها ت نبرد به شها دت رسیده  اند.

سهم مردم هزاره درجنبیش های آزادی خواهانه:-

 میر یزدان بخش بهسودی مبارز ایمان و مقاومت که در برابر مظالم حکومت امیردوست محمد خان قیام کرد وبه امیر کابل اطاعت نداشت ولی متآ سفانه عمال امیر کابل ویرا با تعهد امضاء در قرآن کریم فریب داد واو را برخلاف قول وپیمان دستگیر واعدام کرد. قیام مردم هزاره  در برابراستبداد داخلی وبی عدالتی های اجتماعی امیر عبدالرحمن خان . بنا چا ردر برابر رویه ای غیر مسوولانه عاملان امیر صورت گرفت. امیر  بجای حل وفصل موضوع  وتبدیلی کارداران دولت خود توجه نماید  به بسیج  قوا وسرکوبی مردم  اقدام کرد .این جنگ نابرابر وغیر عادلانه که به سا ل 1306 –هجری آعاز یافته بود تا سا ل1315 – یعنی ده سا ل ادا مه پیدا کرد و در اثر آن بیش از 62- فیصد نفوس مردم هزاره قتل عام  شد  وویرانیها و نا به سا ما نیهای  جبران نا پذیری  برمناطق هزاره نشین ومردم وارد گردید.وآنان را به استعفا ف کشانید .این قیام  به مقصد رفع بیداد گری و تامین عدالت اجتماعی , در تاریخ  وطن ما نقطه عطفی  بحسا ب می آ ید که یا دآن از صفحه ء روزگار  محو نخواهد شد. در ین جنگ غیر عادلانه به قول خود امیر در تاج التاریخ یک سپاه پنجا ه هزار نفری ونیز  به قول منابع دیگر  بیشتر ازآن تعداد- افراد ایلجاری اشتراک داشتند .که بر جان وما ل مرد , برخلاف  موازین انسا نی و اسلامی  و افغا نی  دست درازی  کردند وحتی زنان ودختران و اطفا ل را به اسارت کشیدند.  این قیام  مردم هزاره در برابربیدادگری و استبداد- نشان دهنده ءروحیه ضدستمگری وبی عدالتی وضد افکار برتری جویانه  میباشد . ,محمد عظیم بیگ سه پای رهبر و پیشوای قیام کننده گان مردم هزاره و برگزار کننده اولین جلسه یا جرگه عمومی میران هزاره در هزاره جات که در مقابل قوای مهاجم امیر عبدالرحمن خان فدا کارانه رزمید وبخاطر منافع مردمش از امتیازات لقب سرداری ومعاش مستمری صرفنظر نمود. در تاریخ مردم هزاره صفحا تی بی عدالتی وبیر حمی بیمانندی علیه آنان نیز وجود دارد که نمیتوان آنها را بدون احساس درد مرور کرد .

با شكست مقاومت هزاره ها در برابر امير عبدالرحمان، دوره ي انزوا و گم شدگی سياسی هزاره ها آغاز گرديد. دوره ا ی كه يك قرن طول كشيد و طی آن، نه تنها هويت تاريخی و اراده سياسی، بلكه آن «رؤياي تاريخی» نيز از هزاره ها گرفته شد.  بعد ازین  جنگ  نا برابر   مردم  هزاره با گرسنگی ، برده گی و آواره گی زندگی ميکرد.رهبران مقاومت هزاره  ، تلاش كردند تا به نحوی از جامعه ی هزاره در برابر سياست های ويرانگر حكومت هاي خاندانی و فاشيستی، دفاع نمايند و از فروپاشي كامل موجوديت و هويت اين جامعه، جلوگيري كنند. چهره های شاخص اين دسته عبدالخالق قهرمان, سید اسما عیل  بلخی , برات علی تا ج ,  ملا فيض محمد كاتب، ابراهيم خان گاوسوار,  فر قه مشر  فتح   محمد  خان فا تح  کوتل  اونی   ,  سید احمد خان شا هنور,   غلام نبی خان  چپه شاخ ,  غلام نبی خان گلگ ،  سیدشاه  تقی   دایز نگی , جنرا ل علی  دوست خان , سید اسما عیل  لو لنجی , سید میر علی گوهر غو ر بندی   و غیره  بودند .  شخصیتهای بالا بخاطر رهائی و نجات مردم هزاره  از شر استبداد وبی عدالتی قدرت های حاکمه سالهای طولانی را در زندان ها وسیاه چالها سپری کردند ومبارزات جانبازانه را در کنار دیگر نیرو های ملی وعدالتخواه  متعلق   بدیگر اقوام کشور در چوکات جنبیش های مشروطه خواهی  ودیگر خیزیش های ضد استبدادی با دلیری ورشادت انجام دادند یاد همه شان گرامی باد هر چند كوشش های فرهنگی و سياسي  مبارزات فدا کا رانه ی نظا می ، هيچكدام نتوانستند جنبیش های وسيع اجتماعی و سياسی را در جامعه هزاره برانگيزد و ساختار سياسی ظالمانه  كشور را به چالش بكشد، اما دستكم، شعله های كم سوی شهامتِ برخاستن و ايستادن را در روح ترس خورده ی هزاره ها روشن ساخت، تقدير لايزال برده گی اين قوم را به پرسش گرفت . تا مین عدالت  اجتماعی  ,تحقق دمو کراسی  وحصول   حقو ق  شهر وندی برای هیچ گروه  قو می د یگر از چنین اهمیت حیاتی  بر خوردار نیست . عدالت اجتما عی برای مردم هزاره به مفهوم پا یان  چند قرن تبعیض  قومی، زبانی ومذ هبی است وحق مشا رکت سیاسی زمینه را برای اعا ده هویت وشخصیت اجتما عی،سیاسی وفرهنگی آ نان در جامعه افغانستان فراهم میکند . در حا لیکه دیگر گروه های قومی کشور ممکن است  از یک یا دو نو ع تبعیض رنج ببرند،دعوت به عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی برای مردم هزاره نه صر فأ یک شعا ر ویا خواست سیاسی است ، بلکه برای بقاء به عنوان یک گروه مشخص قومی، مذ هبی بوده است .در افغانستان هیچ قومیتی به اندازه ء جامعه ء هزاره تاریخ خفته در خون نداشته است. قتل عام های پیاپی ، تبعید ، زندان  ، مهاجرت های اجباری ، فرار دادن ها ، غصب ملکیت ها و زمین های مزروعی هزاره ها ، سرکوب قیام های محلی و سراسری از سوی حاکمیت ها، به مثابه یک جریان مسلط در  پالیسی دولت ها  عمل کرده است. برای سهل سازی هضم اجتماعی این ناروایی ها نسبت به هزاره ها ، سیاست " هزاره ستیزی " را از طریق برچسپ زنی انواع القاب اهانت آمیز ، در جامعه ترویج کردند. تا آنجا پیش رفتند که استعمال کلمه ء " هزاره " بار از اهانت و تحقیر را در خود حمل میکرد. در شهرهای بزرگ و عمدتاً در شهر کابل ، یادکرد نام " هزاره " گویا : " دون پایه " ، " حقیر " ، " جوالی " ، " زغالی " ، " نوکر " ، " تبنگی " ، " گلخنی " و غیره را ، تداعی مینمود . ترویج سیاست " هزاره ستیزی " به صورت آشکار از دوران امیر عبدالرحمن آغاز گردید و نواده هایش ـ به استثنای دوران امیر امان الله - این پالیسی را در اشکال مختلف آن ادامه دادند.. اما  در سالها ی بعد بخصوص در زمان صدارت  محمد هاشم خان نابرابری اجتماعی وملی-محرومیت سیاسی غیر قابل تحمل گردید .

توجه  شاه امان الله به مسا یل اجتماعی – سیاسی مردم هزاره ونفی سیاست  گذ شته و اهمیت نقش این مردم برای حصول استقلال و  پشتیبانی ازحکومت او مهم دانسته میشد. امیر امان الله خان  که مرد نیک اندیش وطرفدار وحدت در میا ن   اقوام و قبایل  و هوا خواه  اعتلای کشور بود , راه مصا لحه وروابط حسنه  را با مردم هزاره در پیش گرفت و نظام  برده گی را از بالای مردم هزاره رفع کرد. گر چه  مردم هزاره درزمان شاه امان الله خان از غلامی نجات یافت اما با رویکار شدن خاندان مصا حبین وسلطنت محمد نادر خان وبخصوص در زمان صدارت هاشم خان وضعیت تحمل ناپذیری را بخود اختیار کرد در ین دوره استبدادی سیاسیون هزاره زیر عناوین وبهانه های مختاف راهی زندان ها , سیاه چال ها  وتبعید گاه ها شدند که آنها در ینجاها قبل از سپری نمودن سالهای طولانی زندان -شکنجه های ازقبیل قین وفانه کردن ها , تیل داغ کردنها-واسکت بریدنها – بی خوابی ها وانواع دیگری  ازعذابها  را متحمل گردیند. ترور بی رحمانه وبه سیاه چال افگندن شخصیت های سیاسی و اجتماعی مردم هزاره  اعمال  میشد و مردم ما به پا ئین ترین پله نر دبان جامعه  رانده شد و سیاست  ژینوسید از جا نب مستبدین  علیه هزاره ها  به پیش برده میشد.   از طرف هاشم خان فرامینی برای ممنوع ساختن جوانان مردم هزاره در موسیسا ت تحصیلی ملکی و نظامی , اکا دمی پولیس و ادارات نظامی , استخبارات ,پولیس , وزارت خارجه و بور سیه های خارجی ,صادر گردید ودر ین دوره الی سقوط سلطنت مردم هزاره طورقصدی از طرف دولت بوسیله کوچیها , موظفان دولت  والیان ,ولسوالا ن ودیگر کار مندان محلی دولت در مناطق هزاره نشین   مورد ظلم ,تعدی ,چپاول وغارت ملک ومنال شان قرار میگرفت و بلند ترین رتبه و مقام تحصیلکرده های هزاره  دردولت وقت   موقف,سر معلم ,معلم در مکاتب محلات خود شان ویا بحیث مامور احصا ئیه در ولسوالی های شان بودند بالا تر از آن اجازه ارتقا در رتبه های دولتی را نداشتند.

 جوانان روشنفکر ومکتب خوانده هزاره – عده از روحانیون ورهبران قومی بنا بر پیش آمدوبرخورد تبعیض آمیز واستبدادی نظام سلطنتی با مردم هزاره وبنا براوضاع سیاسی داخلی وخارجی مجبور گردیدند که به امید نجات مردم خویش همه سعی داشتند تا از طریق شمولیت به احزاب سیاسی چپ و احزاب  اسلامی وقت  این فرصت برای شان میسرگردد.  باسقوط رژیم سلطنتی و جمهوری تاجدار خاندان آل یحیی و بقدرت رسیدن  حزب –د – خ –ا – با درنظر داشت اشتباهات  ولغزیش هایی آن در ابعاد سیاسی واجتماعی , این حزب طلسم تبعیض و استبداد خشن غیر انسانی که قبلآ در باره مردم هزاره موجود بوداز میان برداشت .. چنانچه فرزندان هزاره -عضو ح- د- خ- ا – که در برنامه سیلسی آن حزب برابری حقوق اقوام باهم برادر کشور  وعده داده شده بود یگانه  راه نجات مردم خود را درآن میدیدند. شخصیتهای سیاسی مطرح درین دوره سعی داشته است تناسب و تعادل ملی را درترکیب حکومت رعایت نماید تا تمام اقوام وملیتهای کشور حضور خویشرا در قدرت احساس ولمس کنند.شخصیتهای هزاره شامل در  جناح چپ حاکمیت طرفدار وداعیه دار همبستگی میان اقوام وملیت های افغانستان بودند وبطور صادقانه درین راه گامهای عملی برمیداشتند ودرین دوره  موسیسات تحصیلی ملکی-نظامی پولیس وبورسیهای خارجی بروی جوانان هزاره باز گردید و برای تعداد کثیری از جوانان هزاره زمینه تحصیل در داخل وخارج درین  سا حات تحصیلی فراهم شد وده ها تن ازجوانان تحصیلکرده  هزاره به مقام های وزیر , معاون وزیر, سفیر, وکلای پارلمان, رئسا ی ادارات مستقل  در مرکز, و والیان ,ولسوالان , قو مندانان امنیه, رئسا ی امنیت ملی   آمرین حوزه های امنیتی  اعم از پولیس و امنیت ملی , در ولایات ,ولسوالی ها  وحوز ه های شهری مناطق هزاره نشین کشور- قومندانان فر قه ها  ,لوا ها , غند ها  , کندک ها وغیره تعین ومقرر شدند. شخصیت سیاسی این مردم سلطانعلی كشتمند صدر اعظم سابق به بلند ترين  مقام وموقف عالی صدارت كشور برای اولین باردرتاریخ چند قرن اخیر  راه یافت  وباوجود تداوم جنگ  مسایل تنظیم امور اقتصادی  -خد مات اجتماعی و فرهنگی جامعه را با درایت وشایستگی انجام میداد و و  برای مدت یکدهه مقام صدارت  راحفظ نمود.  و از جمله صدر اعظمان ورزیده ولایق  افغانستان  شمرده میشود. هزاره ها وارد عرصه ی پرشور فعاليت های سياسی، نظامی و فرهنگی گرديدند. در جبهه ی چپ، تحصيل كرده های هزاره، هر چند بنا به دلايل و عوامل متعدد به مسائل و مشكلات پيچيده ی افغانستان، نتوانستند در ميان هزاره ها جريان و رهبريی سياسی و فکری ايجاد نمايند ولی این کار تغیرات بزر گی را از لحاظ سیاسی درذهن مردم هزاره بوجود آورد وآنها در ک پیدا نمودند که برای اولین بار در تاریخ غمبار کشور با ایشان چنین پیشامد صورت می گیرد.

 خزان سال 1357 –شمسی -علما , روحانیون , روشنفکران   رهبران قومی مناطق هزاره نشین تحت رهبری شهید مزاری   اولین قیام در سطح افغانستان علیه دولت وقت را از  ولسوالی دره صوف ولایت سمنگان   آغاز کردندکه بعدآ سراسر کشور را فراگرفت. در اوائیل سال 1358 –شمسی  شورای اتفاق اسلامی  با اشتراک  روحانیون , تحصیلکرده ها و رهبرا ن قومی در ولسوالی ورس ولایت بامیان تاسیس گردید .در جناح مخالف دولت وقت - مردم هزاره موفق شدند هزارستان را آزاد و خودگردانی سياسي را ایجاد نماید جريان های سياسي متعدد و تيپ های مختلفی ازرهبران تبارز كردند و یرای انسجام امور قیام وپیشبرد کار ادارات محلی دولتی  وخود گردانی مناطق هزاره نشین  نما ینده گان شورا به مناطق مورد نظر توظیف شد.مردم هزاره بخوبی درک میکردند در صورت شکست قیام   همان مظالم وتعدی حاکمان سابق وفشار کوچیها دوباره تکرار خواهد شد گر چه زیاده  روی وافراط در چپگرائی- مسوولین رژیم جدید باعث  خیزیش مردم علیه نظام درین ساحه گردیده بود خصلت و کرکتر قیام مردم هزاره  از بی عدالتی های قرون متمادی منشاء میگرفت مردم از بی عدالت , تبعیض , غارت و تاراج اموال  ملک ومنال شان که از طرف حاکمان محلی و کوچیها انجام میگردید به ستوه آ مده بودندد .   در نیمه سال 1368هجری وشمسی  اولین کنگره حزب وحدت اسلامی در شهر بامیان بر گزار شد ودرین کنگره میثاق وحدت را امضا ء  - واعضای رهبری  و دبیر کل حزب را انتخاب کردند واز ین تا ریخ به بعد این حزب  بنام حزب وحدت  اسلامی افغانستان یاد گردید که بعد از پیروز ی مجا هدین  دفتر مرکزی حزب   از بامیان به کا بل انتقال یافت هزاره های افغا نستا ن در آن سالها که اولین بارصا حب یک چارچوب سیاسی شده بود وجرئت نه گفتن رهبران خود را از نزدیک مشا هده میکردند و تنهابقای خود رادر حما یت از آنچه که  رهبران شان به نما ینده گی از آنا ن مطرح میکرد،شنا سائی و اعتقاد پیدا کرده بودند. که این رهبران از عمق جامعه فقر زده، استبداد زده مردم هزاره بر خواسته بودند که با گوشت و پوست خویش استبداد، تبعیض، فقر و بیعدا لتی اجتما عی را درک و لمس میکردند ودر این راه پر از خم وپیچ همراه با خطرات گام های استوار وشجا عانه بر میداشتند وهمه استعداد ونیروی خودهارا وقف مبارزات رهائی بخش مینمو د ند  در سازمان های سیاسی  احزاب  اسلامی مربوط به مردم هزاره - شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی افغانستا ن برهبری استا د شهید مزاری از مشارکت ملی تمام اقوام کشور در قدرت حمایت میکر د ودرین راه گامهای استوار ی بخاطر تحقق آن برداشت و صادقانه درین راه به پیش رفت.  شهید مزاری  رهبر فقید   این حزب در پیشا پیش  این حزب راه پر از خطر و دشواری را مردانه پیمود و اونه مثل ميريزدان بخش بهسودی خود را در دره های هزارستان و «رؤياي تاريخي» هزاره ها محصور كرد، نه تسليم يك قرن انزوای سياسي هزاره ها گرديد و نه هم افسون زده گی شعارهای كلی و انتزاعي دوران جهاد اسلامی شد. او با شناخت دقيق و واقع بينانه ی تاريخ افغانستان، «مشاركت در قدرت دولت مركزی» از طریق افراد متعهد به منافع  مردم  رامیسر میدانست..  ودرین را ه پر از خطر جان شرینش را از دست داد- نام  استاد شهید   به اسم بابه مزاری ثبت تاریخ جنبیش رهائی بخش کشور ومردمش گردیده است. بعد از شهادت استاد مزاری   مرکز حزب به بامیان انتقال نمود و استاد محمد کر یم خلیلی به حیث دبیرکل واعضای  شورای مر کزی آن حزب انتخاب گردیدند. وجنا ح دیگری حزب    وحدت توسط  استاد محمد اکبری هدا یت  میشد در زمان  حاکمیت طالبان جناح حزب وحدت   برهبری استاد خلیلی واستاد قر بانعلی عر فانی  معا ون اول ودیگر اعضای رهبری حزب وحدت  در بامیان و تحت رهبری استا د حا جی محمد محقیق در صفحات شمال  مقا ومت مسلحا نه را برضد رژیم  طالبان و اشغالگران به پیش میبردند.واین حالت تا سقوط  کا مل رژیم طا لبان ادامه داشت  با از بین رفتن رژیم طالبان حزب وحدت اسلامی افغانستان بحیث یکی از نیرو های عمده سیاسی –نظا می درکنفرانس  بن ودر حکومت موقت –حکومت انتقالی وحکومت انتخا بی وانتخابات پا رلما نی از  نقش وسهم معین بر خوردارشد 

افغانستان خانه مشترک همه افغانها اعم از پشتون,تاجک,هزاره,ازبک,ترکمن,نورستانی, پشه ئی و...... است.

که تامین مشارکت عادلانه در حیات سیاسی و ایجاد فرصت های برابر در عرصه انکشاف اقتصادی و فرهنگی برای همه اقوام و انکشاف متوازن اقتصادی محلات، معقولترین راه وروش تحکیم واستقرار ثبات دایمی در افغانستان است. بایداز نظام و ساختار دولتی مبنی بر اصول مردم سالاری ,  حاکمیت قانون حمایت نموده بخاطر تامین حقوق وازادیهای اساسی شهروند افغانستان طبق معیار های قبول شده بین المللی ، رشد و انکشاف نهاد های  اجتماعی مبارزه نماییم و بر علیه همه  اشکال تبعیض و تمایز بر مبنای قوم , نژاد, جنس,مذهب ,موقف اجتماعی و اقتصادی  قرار گیریم. باید به مبارزه مسالمت امیز وقانونی و حل تضاد های اجتماعی از طروق مسالمت امیز اعتقاد  داشته و به افراطیت چپ وراست  و تمامی اشکال  خشونت سیاسی و تروریزم مخالفت ورزید.

 کشور ما افغانستان درمرحله جدید حیات سیاسی خود قرارگرفته است . جامعه افغانی برغم عقب گردها راه تکامل خودرا پیش میگیردو مردم زحمتکش وازادی دوست افغانستان  درراستای تحقق ارمانها و خواست های دیرینه ء وبرحق خود به مرحله جدید مبارزه پا میگذارند که مضمون انرا پیشرفت عمومی ,تعمیم ونهادینه ساختن ارزشهای دموکراتیک وفراهم ساختن زمینه های ضروری برای اعمار جامعه مدنی مرفه وعادلانه تشکیل میدهد.

انکشا فات سالهای اخیر در عرصه جهانی وحصول تفاهم باهمی بین المللی درباره بازنگری وتغییر بنیادی برخوردبه مسئله( افغانستان ) وپدید آمدن زمینه های مساعد داخلی درپی سقوط  رژیم طالبان, بخصوص  تصویب  قانون اساسی باتسجیل ارزشهای دموکراتیک و قانون احزاب فرصت وامکانات با لنسبه خوبی را برای تشکل وتحرک بیشتر نیروهای طرفدار صلح, دموکراسی وپیشرفت اجتماعی بوجود اورد.اما با تاسف باید گفت که کوتاهی جامعه بین  المللی در تاسیس یک اداره و مدیریت موثر, پاسخگوو خدمت گزار مردم، اجرای تهعدات در باره مشارکت سایر نیروهای ملی و اجتماعی خارج از کنفرانس بن در حیات سیاسی واجتماعی، باز سازی موسسات زیر بنایی و ایجاد شغل، تشکیل اردوی ملی با قابلیت دفاعی، خاتمه دادن به نظام جنگ سالاری از طریق خلع سلاح و انحلال ساختار های نیمه نظامی غیر دولتی ، ریشه کن  ساختن مافیای مواد مخدر و جنایات سازمان یافته، قطع مداخلات خارجی در امور داخلی افغنستان از یک طرف , عدم موفقیت وعملیات کورکورانه ء نیروهای  خارجی بویژه قوت های موسوم با ایتلاف بین المللی در مبارزه بر علیه تروریزم بین المللی که بیشترین آسیب آنرا افراد ملکی متحمل میشوند، از جانب دیگر باعث یاس و نارضایتی فزاینده مردم گردیده است. این وضعیت فرصت مناسبی را برای نیروهای شکست خورده عقبگرا و ضد ترقی بوجود آورد، تا در تبانی با دشمنان معلوم الحال افغانستان در خارج مرز دوباره متشکل شوند و به مثابه یک خطر بالقوه عقبگرد سیاسی عرض وجود کنند.    

. با وجود آنکه شعارهای پر از هیا هوی  دمو کراسی و ایجاد جامعه مدنی گوش ها را کر نموده است  .  امادر یکی از ولا یات باستانی مناطق هزاره نشین کشور تصویری   را مشاهده میکنیم. که حکا یت کننده  نا کار آ مدی حکومت کنونی را نشان میدهد. که تا کدام اندازه میان فقیر و غنی  فا صیله وحشتناک در کشور  بوجود آمده است و مایه نگرانی شدید جامعه ما میباشد . این است یک نمونه از بی عدالتی  اجتماعی در افغانستان  که برای مردم هزاره در شرایط به اصطلاح حکومت دموکراسی میسر گردیده و  توجه حد اقل نسبت به این مردم درطی مدت  پنج سال صورت نکرفته است که مایه نومیدی مردم هزاره در باره عملکرد  دولت میشود..

                چمن على با پسرش


این تنها چمن علی واطفالش  نيست که در مغاره های بودا بسر ميبرد، بلکه صد ها خانوادۀ يگر نيز در اين مغاره ها وجود دارند که به علت بى سرپناهى و مشکلات اقتصادى، مانند زندگی دو هزارسال قبل  ( زمان بوداييان ) بسر ميبرند.

از جملۀ بيش از سه هزار مغارۀ  اطراف مجسمه هاى بودا،  حدود سه صد  خانواده در مغاره هاى تنگ و تاريک  و در شرايط اسفبار،  دشوار و طاقت فرسا  زنده گى  دارند. .

همچنان چند روزقبل موسسه ء اکسفام ، اعلام کرد که نیمی از مردم ساکن مناطق هزاره نشین به دلیل خشکسالی با خطر قحطی و گرسنگی روبرو هستند. این موسسه با انتشار یک گزارش تحقیقی از این مناطق ، هوشدار داد ، به دلیل فرا رسیدن فصل سرما ، خطر بروز یک فاجعه ء انسانی ساکنین این مناطق افغانستان را تهدید میکند. در این گزارش امده است ، مردان این مناطق به علت تداوم خشکسالی طی پنج سال آخر مجبور به مهاجرت به ایران و پاکستان شده و اکنون زنان و کودکان با مشکلات زیادی دست وپنجه نرم میکنند. این مناطق در محاصره ء برف قراردارد وراههای ارتباطی نیز در حال بسته شدن است و مواد غذایی رو به اتمام است. در این گزارش از تمامی نهاد های کمک کننده خواسته شده است تا توجه جدی به مردم این مناطق داشته ، زیرا مردم این  ساحه تا سال آینده ء زراعی هیچگونه دسترسی به مواد غذایی و پول ندارند.  

 

نتیجه گیری

درتاریخ چند قرن اخیرافغانستان  بخصوص  از آغازسده  دوازدهم  الی اخیر سده چهاردهم هجری قمری  مردم هزاره در کنار سائیر اقوام وملیت های کشور  برای حراست , نگهداری وتحصیل استقلال افغانستان سهم ونقش عمده واساسی را ایفاء نموده است که در اسناد تاریخی  به آن اشاره شده اند. وهمچنان مردم هزاره  درین دوره ها بخاطر نجات ورهائی شان از زیر تبعیض و استبداد  قومی ومذهبی  جنبیش های ضد استبدادی را  بوجود آوردندودرین راه قر با نی های فراوانی را تقدیم جامعه استبداد زده افغانستان نموده اند که در بالا ازآن  تذکر رفته است رهبران و شخصیت های سیا سی هزاره در سه دهه اخیر شامل در جناح های چپ و تنظیم های  اسلامی هیچگا هی مانند دیگران درمبارزات سیاسی وسازمانی خودها کمتر  ایدئولوژیک فکر میکردند وهمواره از دیدگاه ملی جهت نجات مردمش  از زیرفشار بی عدالتی وتبعیض به این احزاب  مر بوطه خودها بحیث سازمان های رهائی بخش  نگاه میکردند.خصوصیت نجات دهنده و رهائیبخش این احزاب در ذهن فرزندان هزاره از برجستگی خاصی برخوردار بودند. رهبرا ن سیاسی مردم هزاره  همواره در مسایل عمومی بالای منافع کلی وهمبستگی اجتماعی وملی میان اقوام وقبایل  کشور اعتقاد وباور کامل داشتند  صداقت و پایبندی خود ها را در عمل ثابت کرده است . ولی عملکرد طرف مقابل با پیمان شکنی وعدم وفا  به عهد همراه بوده که مردم هزاره  تاریخ خونین ودرد آوری را درین باره به یاد وخاطره  غم آلود  خویش دارند و آن روز ها ی دشواردر حافظه تاریخ کشورثبت گردیده است و هیچ کس نمیتواند آنرا فراموش کند . پیشامد  دولت کنونی در طی مدت پنج سال اخیر با مردم هزاره نیز منشاء از همان گذشته های درد ناک  و خونین میگیرد که در شرایط حاضر هنوز همان فقر - گرسنگی و قحطی   در سر زمین مردم هزاره بیداد میکند .و فا جعه انسانی  بخاطر خشکسالی مردم آنرا تهدید مینماید.

ماخذ

- یاد داشتها ی در با ره  سر ز مین و ر جا ل  هزاره جات   اثر  -  حسین نا یل - بهار سا ل  1379  هجری – شمسی چا  پ    ایران  .

- ویبلاک بسوی عدالت نشر  مرکز  افکاروآثار  رهبر شهید – عبدالعلی مزاری 

-  سایت آریائی زیر عنوان ایجاد جنبش نو گرا ، نیاز زمان ما   - نویسنده نواندیش

دهم – ماه دسا مبر – سال- 2006- میلادی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 9:16  توسط محمد حسین محمودی  | 


گزارشی از وضعیت زنان افغانستان


زنان از بی عدالتی، عدم امکانات ،توزیع ناعادلانه سهولت های تحصیلی و نبود داکتر، وجود خشونت های خانوادگی، خشونت در محل کار، خشونت در شهر بازار رنج می برند. کمیسیون مستقل حقوق بشر به مناسبت فرا رسیدن 8 مارچ روز جهانی زن اقدام به انتشار گزارشی از وضعیت کنونی زنان افغانستان نموده است، در این گزارش که به بحثهای تعلیم و تربیت دختران ، صحت و امکانات پزشکی، خشونت علیه زنان ، ازدواجهای اجباری و تجاوز توجه شده است، به بیان آمارهای نسبتا تکان دهنده ای پرداخته است. در بخشی از این گزارش که توسط خانم انوری یکی از مسئوولین امورزنان این کمیسیون نشر گردید. نسبت به عدم توجه به امور تحصیلی زنان پرداخته و یاد اور شدند که 85% زنان فاقد سواد خواندن و نوشتن میباشند، که متاسفانه کمترین توجه از سوی مقامات مسئول به آنها نشده است. در این گزارش آمده است که کل آمار محصلان نشان می دهد، که دختران دانش آموز نصف پسران دانش آموز را تشکیل می دهند ،این در حالی است که آمار ها نشان می دهد، مثلا در ولایت زابل این رقم تا 3% دختران محصل را به خود اختصاص داده است، یعنی 97% دانش اموزان این ولایت پسران می باشند. وی در بخش دیگر از سخنان خویش به کاهش مکاتب دخترانه در سطح کشور از ابتدایی تا لیسه پرداخت و گفت: د رولایت قندهار 255 مکتب ابتدایی است درحالی که فقط 20 لیسه ای دخترانه وجود داشته و تنها 27 لیسه! وی هم چنین یاد آور شد که یکی از مشکلات زنان توزیع ناعادلانه امکانات تحصیلی می باشد و خاطر نشان کردند که در ولایت فاریاب 4 لیسه دخترانه موجود است، در حالی که در ولایت غور حتی یک لیسه دخترانه هم وجود ندارد، یا اینکه زون جنوب دارای 61 لیسه بوده و در مقابل زون ولایات مرکزی 37 لیسه دارد.
در بخش دیگر این گزارش به عوامل مکتب نرفتن دختران اشاره شده که در جنوب عوامل نا امنی عمده ترین عامل به مکتب نرفتن می باشد، که در سال گذشته بیش از 300 مکتب به آتش کشیده شده است. اما در جوزجان تحقیقات نشان داده است که عامل اصلی نبود مکتب دخترانه می باشد! حتی د رولسوالی قرقین جوزجان به جز یک مکتب شخصی تا صنف 2 دیگر هیچ مکتبی وجود ندارد.
همچنین در بخشی از این گزارش عوامل ذیل را علت اصلی به مکتب نرفتن دختران برشمرده ، تبعیض جنسیتی درعرف جامعه ـ فقر فامیلها ـ مسائل امنیت ـ نبود یا کمبود مکاتب دخترانه ـ هر چند همانطور که ذکر شد د رمناطق مختلف درصد آنها متفاوت اعلام شده است.
در این گزارش به بخش صحت توجه نموده و اعلام کرده است، وجود صرف 1 داکتر و 5 نرس برای هر 100000 نفر و یک بستر برای هر 3000 نفر مشکلی است بسیار جدی برای حیات زنان.
وی یاد اور شد که به طور متوسط هر 30 دقیقه 1 زن در اثر مسائل بارداری جان می دهد، که رقم این مرگها از هر 1000 نفر 16 تن می شود که 60 برابر کشورهای صنعتی است، در حالی که 80% این مرگها در صورت کلینیک و داکتر قابل پیشگیری می باشد. طبق همین گزارش 44.6% افراد به خدمات صحی قابل قبولی دسترسی ندارند و 54.8% افراد از آنچه به نام خدمات صحی وجود دارد به علت پائین بودن کیفیت و دوری راه استفاده نمی کنند. این گزارش می افزاید، در زابل و هلمند فقط 7.5% مردم به داکتر دسترسی دارند، اما در مناطق مرکزی و زون مرکز حتی یک داکتر یا کمک کننده صحی زن وجود ندارد.

بیشترین متولدین در شب هشتم مارچ دختر بود
شمار متولدین دختر نسبت به پسر در شب هشتم مارچ سالروان د رشفاخانه های شهر کابل بیشتر بوده است. در شب هفتم مارچ سی و نه دختر و سی و پنج پسر در شفاخانه ملی زیژنتون وبیست و یک دختر و بیست و یک پسر در شفاخانه رابعه بلخی سالم به دنیا آمده اند. داکتر ناجیه طارق آموزگار، متخصص نسایی و ولادی ورئیس شفاخانه کمپلکس رابعه بلخی در مورد گفت: در شفاخانه رابعه بلخی 21 پسر و 21 دختر متولد شده و همه نورمال میباشند ولی بنا به معلومات داکتر حفیظه امر خیل معاون و سرپرست شفاخانه ملی زیژنتون :شب گذشته سی و پنج ولادت نورمال پسر و سی و نه ولادت نورمال دختر در ان شفاخانه صورت گرفته است. به گفته وی هشتاد واقعه ولادی در ان شفاخانه انجام یافته که شش واقعه آن قبل از تکمیل زمان معینه 9 ماه بوده است. بیست ویک عمل جراحی ولادی از دیروز تا ناوقت های شب در شفاخانه رابعه بلخی انجام یافته و تمام عمل های جراحی موفقانه انجام یافته است.












 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 8:52  توسط محمد حسین محمودی  | 

 

گذري به پارلمان افغانستان و«قانون مصونيت از جرايم و مجازات»!

 

براي نخستين بار در پارلمان افغانستان، يعني «مرجع برترقانونگذاري» كشور، طرحي به تصويب مي رسد كه به موجب آن، افراد متهم به جرم و جنايت صريحا از پيگرد جنايي منع مي شوند! پارلمان افغانستان، كه بحق مرجع قانونگذار خوبي است، طرحي را بنام « مصالحه‌ي ملي» آماده و به تصويب رسانيد كه به موجب آن هيچيك از متهمان به ارتكاب جنايات جنگي، جرايم عليه بشريت و تخطي كنندگان از حقوق بشر در طي جنگهاي داخلي افغانستان، قابل تعقيب نخواهند بود. اين طرح كه «مصونيت كامل» را براي متهمان موصوف در نظر گرفته است هرچند با مخالفت صريح بعض حلقات داخلي پارلمان روبرو شد اما سرانجام به تصويب رسيد. هدف از اين طرح چنانكه طراح آن گفته است، تامين آرامش رواني براي گروههاي درگير در جنگهاي داخلي افغانستان است. تاكنون تنها سازمان ملل متحد در اين زمينه اعلام موضع نموده است. دفتر اين سازمان، تصميم پارلمان افغانستان را مردود دانسته و «خاطر نشان کرده که به جز قربانيان جنگهای افغانستان، هيچ فرد ديگری اجازه عفو اين گروه ها را ندارد و تلاش برای دست يافتن به حقايق و تامين حقوق قربانيان جنگ های افغانستان، از عناصر مهم در توافقات اجلاس لندن در مورد افغانستان است و اين امر بايد از سوی دولت افغانستان و به همکاری جامعه جهانی تحقق يابد». از طرف ديگر از جانب نهادهاي حقوق بشري و كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان كه به موجب قانون اساسي، «به منظور نظارت بر حقوق بشر در افغانستان و رعايت آن»، تاسيس گرديده، چيزي هنوز شنيده نشده است. در ارتباط با ماهيت و چگونگي پيگرد جرايم جنگي، ماهيت و دورنماي پروژه عدالت انتقالي در كشورهاي جنگزده و افغانستان، سود و زيان پيگردها، بن بست‌هاي تئوريك و پراكتيك آن، معماي رفتار و سياست دولت افغانستان در اين موارد و... مطلب تحقيقي مفصلي در دست كار است كه به طور مبسوط، وجوه مختلف اين امور را شرح خواهد داد. اما اكنون عجالتا درارتباط با تصميم اخير پارلمان افغانستان چند نكته‌اي ذكر مي شود:

 

 

1. « پارلمان»، مهمترين و اصلي ترين ركن و مرجع قانونگذاري در هركشور است. مصوباتي كه با طي مراحل كامل آن، از سوي پارلمان مقرر مي شوند، بر تمام قوانين و مقررات موضوعه از سوي مراجع ديگر مانند قوه مجريه يا قوه قضاييه، حاكم است. بنابراين، هرگاه مصوباتي كه از تصويب پارلمان مي گذرد، به تصويب سنا و توشيح رييس جمهور برسد، به عنوان «قانون» تجلي مي كند و بر تمام مقررات موضوعه‌ي كشور برتري دارد. از اين رو، هرگاه ميان مصوبه‌ي پارلمان و مقرره‌ اي كه از سوي دولت- قوه مجريه- و يا قوه قضاييه تدوين مي شود، تعارضي به وجود آيد، قانون صادره از سوي پارلمان مقدم دانسته شده و حاكم بر تمام قوانين و مقررات معارض تلقي مي شود.

 

  اما در عين حال، اين برتري تا آنجا نيست كه دامنه‌ي آن تا «اصول مسلم حقوقي»، «قانون اساسي» و «قواعد امري» ديگري كه ذاتا حاكم بر « قوانين عادي» هستند، گسترش يابد و آن اصول، قواعد و هنجارهاي بنيادي را نيز در بر گيرد و از اثرگذاري بازدارد. بنابراين، با وجود اينكه مصوبات نهايي پارلمان، نسبت به تمام مقررات ديگر برتري دارند، ليكن در برابر قانون اساسي كشور، اصول و قواعد مسلم حقوقي در مرتبه‌ي نازل‌تري جاي مي گيرند و هرگاه ميان قانون اساسي و اصول مذكور و قانون مصوب پارلمان تعارضي به وجود آيد، قانون مصوب لغو و بي اثر خواهد شد.

 

2. يكي از اصول و قواعد امري حاكم بر قوانين و حتي قوانين اساسي كشورها، اصول ناظر بر «حقوق اساسي بشر» و مقررات راجع به « منع نسل كشي»، « برده داري»، « جنايات جنگي» و « جرايم عليه بشريت» است. در اين شكي نيست كه امروزه هيچ كشوري مجاز نيست قانوني توسط پارلمان خود وضع كند كه به موجب آن بتواند به طور مثال برده داري، نسل كشي، آدم‌ربايي، تروريسم يا مواردي ازجنايات عليه بشريت را «مجاز» نمايد؛ به اين معنا كه اعمال مذكور به موجب تصويب نهايي پارلمان، به شكل « قانون» نمود يافته، « جرم» و «فعل ممنوع» را تبديل به « فعل مباح» كند و فاعل آن را غير قابل تعقيب سازد. چنين قوانيني امروزه در هيچ كشوري وضع نمي شود زيرا « منع بين المللي» دارد و اگر قانوني در اين موارد وضع شود- مثلا برده داري را مجاز نمايد- آن قانون بلااثر خواهد بود و براي وضع كنندگان و كشور واجد آن قانون، « مسؤوليت بين المللي» ايجاد خواهد كرد.

 

  از طرف ديگر، « قانون» براي پاسداري از حقوق، آزادي، امنيت و سلامت جامعه است. به همين دليل، قانون است كه رفتارهاي مخل عناصرفوق را« جرم» مي خواند و مرتكبان آن رفتارها را « مجرم» و از آنجا كه مجرم، حقوق و امنيت و سلامت جامعه را زير پاي مي كند، وي را « قابل تعقيب» مي شمارد و به همين دليل براي وي «مجازات» در نظر مي گيرد. بنابراين، مهمترين ويژگي قانون، پاسداري از حقوق افراد جامعه و تعريف تكاليفي است كه افراد در برابر قانون دارند. اما قانون، فقط مي تواند رفتارهايي را «منع» يا «مجاز» نمايد، كه «منع قانونگذار»، « ذاتا در تضاد با ماهيت و چيستي و روح قانون نباشد». به عبارت ديگر، ممكن نيست قانوني وضع كرد كه با «فلسفه‌ي وضع قانون» مخالف بوده و «خلاف مقتضاي ذات خود» باشد و يا با « روح» خود و «فلسفه‌ي قانونگذاري» منافات داشته باشد. اقتضاي قانون و فلسفه‌ وجودي آن، پاسداري ازنظم، امنيت و حقوق افراد است. مجرم و تبهكار كسي است كه قانون را نقض كرده است و دقيقا به همين دليل بايد تعقيب و مجازات گردد. تكليف قانونگذار حمايت از حقوق جامعه و جلوگيري از اخلال آن است. به همين دليل، رفتارهاي مخل آزادي و حقوق افراد را جرم مي خواند. پس، هيچ قانونگذاري مجاز نيست قانوني وضع كند كه منافي مفاد و مقتضاي ذات آن و برخلاف فلسفه و روح قانون و «قانونگذاري» باشد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:16  توسط محمد حسین محمودی  | 

قرباني مردم

   21/12/1383
مراسم تجليل از دهمين سالگرد رهبر شهيد استاد مزاري امروز با حضور شمار زيادي از خواهران و برادران، رهبران و نمايندگان گروههاي سياسي، و تعدادي از مقامات دولتي، در مدرسه خاتم الانبياء در غرب كابل برگزار شد.
در اين مراسم كه پيام استاد خليلي رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان و معاون رئيس جمهور توسط محمد عالم خليلي فرزند ايشان قرائت گرديد، استاد محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان دلايل محبوبيت رهبر شهيد را برشمرد و گفت كه او از ميان مردم برخواسته بود، خواسته هاي او، خواسته هاي مردم بود، به همين دليل رهبر شهيد در قلب مردم جاي داشته و او سمبل تقاضاهاي عادلانه و انساني اقشار محروم اين كشور بود.
يونس قانوني رهبر حزب افغانستان نوين در اين مراسم با بيان اينكه شهيد مزاري يكي از پيشتازان مبارزه و مقاومت بود كه بدست سفاكان تاريخ به شهادت رسيد، اظهار داشت؛ شهيد مزاري استوره جهاد، مقاومت و تامين عدالت بود و با درك شرايط كشور پيش از اشغال كشور توسط نيروهاي شوروي سابق، مبارزه و قيام خود را آغاز كرده بود.
لطيف پدرام رهبر حزب كنگره ملي افغانستان از ديگر سخنرانان اين مراسم بود، گفت كه تجليل از شهدا ادامه راه آنان براي تحقق خواسته هايشان است و افزود؛ او بخاطر مردم افغانستان در شرايط بسيار سخت مقاومت نمود و سرتعظيم فرود نياورد و سرانجام بدست دشمنان كشور به شهادت رسيد.
از ديگر سخنرانان اين مراسم استاد محمد اكبري، استاد عرفاني يكه ولنگي، سيد حسين عالمي و غلام سخي نورزاد شاروال كابل بودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:51  توسط محمد حسین محمودی  |