قرآن در هلند ناياب شد
خريد گسترده نسخه نرم افزاري قرآن به زبان هلندي باعث شده است در مدت دو روز، اين محصول در بازار هلند تقريبا ناياب شود.
در پي انتشار فيلم ضد اسلامي فتنه ، هلند اين روزها شاهد اقبال شديد مردم اين كشور براي خريد قرآن هاي الكترونيكي ترجمه شده به زبان هلندي است.
به گزارش المحيط، بر اساس گزارش مطبوعات هلند انتشار فيلم فتنه نتايج معكوسي در مقايسه با اهداف سازنده آن داشته و باعث شده است مردم آمستردام به كتابخانه هايي كه كتب اسلامي از جمله ترجمه الكترونيكي قرآن ارائه مي كند روي آورند.
بنا بر اين گزارش، خريد گسترده نسخه نرم افزاري قرآن به زبان هلندي باعث شده است در مدت دو روز، اين محصول در بازار هلند تقريبا ناياب شود.
المحيط نوشت: اين در حالي است كه بسياري از مطبوعات هلند واكنش مسالمت آميز مسلمانان و موضع گيري هاي حكيمانه آنان را در پي اين اقدام ستوده اند، موضع گيري كه سبب شده احساسات مردم هلند نسبت به مسلمانان برانگيخته شود و در واقع باعث شده است تا فيلم ضد اسلامي گرت ولدرز نتايج معكوسي بر افكار عموم داشته باشد.
به نوشته اين گزارش، روزنامه هلندي دي تلگراف اقدام مسلمانان را به برگزاري يك كارگاه گفتگو با حضور متفكران هلند در مورد قرآن عنوان اصلي خود قرار داد.
جوانان مسلمان با بر پايي يك كارگاه گفتگو درباره قرآن در حاشيه شهر آمستردام در روز جمعه نشان دادند، قرآن كتاب عبادت و هدايت است و آنچه كه نماينده هلندي در فيلم خود نمايش داده نوعي دروغ پردازي و تحريف حقايق بوده است. المحيط افزود: در زمان برگزاري اين كارگاه يكي ديگر از هلندي ها مسلمان بودن خود را آشكار كرد تا سومين شخصي باشد كه در عرض يك هفته در واكنش به عبارت پاياني فيلم فتنه (مسلمانان اروپا را متوقف كنيد) مسلمان مي شود.
حذب الله
بحران لبنان و انتقادهای تازه از مواضع آمریکا
جاناتان مارکوس
قدرت نمایی حزب الله برای آمریکا شرمساری بزرگی بود؛ بخصوص اینکه آمریکا تلاش دارد تا از نیروهای امنیتی لبنان حمایت کند
خبرنگار دیپلماتیک بی بی سی
بحران لبنان نشانگر ضربه سنگینی است به آنچه که آمریکا در منطقه خواهان آن است.
تحولات لبنان در عین حال، زمانی صورت گرفته است که جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، آماده می شود تا بار دیگر به منطقه سفر کند.
لبنانی با ثبات و دموکراتیک از محورهای اصلی سیاست آمریکا در منطقه است.
اما این در حالیست که حمایتهای خارجی از دولت لبنان نتوانسته است بر روابط قدرت در کشور تاثیر عمیقی بگذارد.
واکنش آمریکا به کنترل بخش عمدتا سنی نشین غرب بیروت، پایتخت، توسط حزب الله صریح اما در عین حال قابل پیش بینی بود.
مقامات کاخ سفید آنچه را که "دستگاه رعب و وحشت حزب الله و تلاشهای آن با کمک ایران و سوریه با هدف ضعیف کردن دولت و سازمانهای دموکراتیک لبنان" خواندند، محکوم کردند.
واکنش آمریکا، اظهاراتی آشنا و معمول بود که شبیه آن نیز از سوی اسراییل که معتقد است حزب الله آلت دست سوریه و بخصوص ایران است، بسیار شنیده می شود.
قدرت نمایی حزب الله برای آمریکا شرمساری بزرگی بود؛ بخصوص اینکه آمریکا تلاش دارد تا از نیروهای امنیتی لبنان حمایت کند.
و در زمان عمل نیز ارتش لبنان کار چندانی نیز نتوانست انجام دهد. در واقع نشانهای موجود در کشور حاکی از آن بود که اگر به ارتش دستور دخالت داده شود، این امر ممکن است باعث تجزیه ارتش بر اساس ترکیبهای قومی آن شود.
حامیان منطقه ای دولت لبنان در جهان عرب بویژه عربستان سعودی و مصر نیز با نگرانی روز افزون تحولات لبنان را که بالقوه می تواند جنگ داخلی تازه ای را بوجود آورد، دنبال می کنند. اما آنها نیز بطور کل نتوانستد اقدامی انجام دهند
برخی از تحلیلگران معتقدند که حزب الله مقداری در اقدام خود (در بیروت) زیاده روی کرده؛ باعث افزایش تنشها و نگرانیهای قومی شد و سپس خود را عقب کشیده و منطقه را به ارتش سپرده است.
آنچه که مشخص است این است که که هرگونه مصالحه سیاسی در کشور غیر ممکن به نظر می رسد.
همزمان مواضع آمریکا نیز با انتقادهای تازه ای مواجه شده است.
قدرتهای خارجی ممکن است در قضایای لبنان دست داشته باشند اما حزب الله یک گروه پویا و جنبشی کاملا لبنانی است که حامیان محلی زیادی دارد.
بسیاری معتقدند اینکه راه حل قضیه فقط در شکست حزب الله است به همان اندازه غیر محتمل است که تصوری خیالی است.
حسین محمودی
نه مذهبیم و نه ملت بلکه یک دینیم و یک امت
همه دستان بیا یک دست و دوستان شویم
به فرض عشق امت، امت را قربان شویم
به حق مذهب حق، کدام مذهب شود باطل
به بطلان مذهب باطل، نه ذاهد و نه رهبان شویم
نه این مذهب، نه آن ملت، نه این دفتر نه آن مکتب
بیا یک امت و یک دین و عاشق یزدان شویم
تویی آن شیر مرد که شیران است مریدد
مریدی بشکنیم و شیر شیر پیران شویم
دین مبین اسلام دارای بیشتر از یک میلیارد پیرو از چمع کل جمیعت کم و بیش (6) میلیاردی کره زمین میباشد که خود در داخل خویش به گروه های متعدد انشعاب داده شده که هر شعبه آنرا مذهب میگوید.
تعدد مذاهب در اسلام که هر کدام بدون شک و تردید خویش را اسلام واقعی و سایرین را انحراف شده گان از مسیر حقیقی اسلام میپندارد، بزرگترین عامل نفاق زا در کنار سایر عوامل نفاق پخش دیگر مانند ملیت گرایی ، استعمار و... محسوب گردیده و باعث شده اند که دین اسلام را که به گفته شریعتی که برمینای یک ستون که همانا توحید باشد ، استوار است ، به شرک اجتماعی کشاند.
تاسیس حکومت در صدر اسلام بر مبنای داشته های دینی و جمع آوری قبایل و اقوام گوناگون از نقاط مختلف جغرافیای زمین در تحت یک چتر بنام امت اسلامی ، آنچنان یک دولت نیرو مند و نیروزا را از نگاه معنوی و مادی در کره زمین تشکیل داد که قادر شد تا بزرگترین امپراطوران آن زمان که خویش را حاکم و مالک بدون قید وشرط کره زمین میدانستند ، سر به نیست نموده و قبایل بدویی را که لوگوی بدویت را در کنار چپ پیشانی و بالای چشم خویش به نشان افتخار چسپ زده بودند به متمدین ترین توده بشری آن عصر عوض نماید . اما، انشعاب یک دین به چند مذهب که هرکدام بر مبنای برداشت ها و تحلیل های شخصی یک شخص از اسلام پایه گذاری شده، و قسمت کردن یک امت به چند ملت به اساس هویت ها اجتماعی-فرهنگی شان، باعث شد تا یک ایده به چندین ایده و یک تن به ده ها عضو پارچه پارچه شده و اوقات گرانبهای که باید صرف کشاندن ارزش های اسلامی به آن عده جوامع که تا آن زمان از این ارزش ها محروم بودند، میگردید ، صرف کشیدن شمشیر از غلاف مذهب به هدف اثبات حقانیت خویش و بطلانیت سایرین ضایع گردید.
اوراق تاریخ شهادت میدهد که اختلافات میان مذهبی همیشه یک از عوامل بدبختی مسلمان ها بوده و در طول تاریخ دشمنان دین اسلام، لباس دوستی یکی از مذاهب را در شانه اهداف شوم خویش آویخته ، پیرویان یک مذهب را علیه مذهب دیگر شورانده تا یخن جانب مقابل برای اثبات حقانیت خویش بدرد و خود با استفاده از این یخن گیری ها ، یخن هردو طرف را گرفته و به چانب شر آباد که که خود ساخته ، کشان کشان کش نموده و در این محله بد بختی ها پرتاب و خویش در تپه خیرآباد و بالای کرسی قدرت و عقب میز استعمار که مزین به پیک ها بلورینی لبریز از خون من و تو است ، این یخن کشی ها را تماشا مینماید و هر کدام من و یا تو که علیه اسلام و در صف دشمن، سینه را برای دفاع از استعمار سپر کرده ایم و برای تحقق اهداف غرب خون یک دیگر را ریختانده و به جام کارتل های نفتی ریختانده ایم، مستفید از امتیازات خواهیم گشت که که اصلا در خواب شب ذفاف خویش هم ندیده ایم و نه خواهیم دید و دیگر القاب متعدد مانند اسلام واقعی ، میانه رو ، متمدن ، روشنفکر و دانشمند یک از پی دیگرش صف کشیده تا ا توفیق کسب افتخار آویخته شدن در گردن من و یا تو که خود را در راه آستانه آمد آمد کارتل ها نفتی قربانی کرده ایم ، یابد. که بد بختانه خون بیشتز از (60) لبنانی اعم از شعیه و سنی در آستانه ورود اولولامر جهان یعنی آقای جورج واکربوش از طرف دولت دست نشانده غرب با حزب الله در لبنان به بهانه نشان دادن تعهد خویش، ریختانده شد تا اتحاد دولت فواد سنیوره با غرب و اسرایل بیشر از بیش مستحکم شده و هیچ بند بشری در مورد این اتحاد شک ننماید و اگر بخت یاری نماید و شخصی دیگر در راه خدمت به غرب، تو و یا مرا به عقب نه راند و فقط در پیشا پیش همه قدم بلند نمایم ، به عنوان مرد و یا زن سال که هر سال از طرف مجله تایمز آمریکایی از میان اشخاص مشهور جهان انتخاب میگردد، انتخاب خواهیم گردید و بعدا حتما جایزه جایزه صلح نوبل را به عنوان برنده میدان در بالای سر بالا خواهیم برد و در آنطرف جبهه که من و یا تو مجهز به داس و کلنگ که وسابل جنگ اعصار گذشته میباشد ، به هدف دفاع از عدالت علیه ظلمت صف کشیده ایم ، پرده تروریزیم ، افراطی ، بنیاد گرا و یا مدافعان این چهره های خشن تاریخ به چهره عدالت ما توسط رسانه های غربی که واقعا مالکان و حاکمان افکار عامه جهان اند ، کش میگردد تا هر آنچه که گویم به بشر و زن توهین کرده ایم و هر آنچه که کرده ایم ، ظلم کرده ایم.
دشمان دین اسلام بر علاوه که خواستند و توانستند اسلام را به چندین مذهب و ملت تقسیم نماید هر ملت و مذهب را به چندین قسمت دیگر تحت عنوان حماس تروریست ، فتح میانه رو ؛ حزب الله شعیه آله دست ایران ، گروه (14) مارچ تحت رهبری سعد حریری پسر رفیق حریری دوست عرب ، لبنان و بشر، و القاعده ذرقاویی و صدر ایرانی-شعیی و ...، قسمت نموده اند که بدختانه رسانه های اسلامی هم ، طوطی وار، اصطلاحات رسانه های غربی را که هر اصطلاح مطابق به بک هدف خاص( رسانه های غربی همیشه میگوید که امروز شعیه های صدری به سنی های عرافی و یا آمریکایی ها حمله کرده اند و هیچ گاه نمیگوید که عراقی ها به امریکایی ها حمله را کرده اند یا همیشه آزادیخواهان حماس را که برای آزادی فلسطینی ها از زیر ارابه تانگ های اسرایل میرزمند، بنام دهشت افکن ها یاد مینماید و حمله سربازان اسرایل به نوار غزه را هم واکنش به مشک پرانی های حماس میگوید در حالیکه واقیعت و حقیقت عکس آنها اند) استفاده میشود، تفلید نموده و سفیدی را که (بی بی سی و یا سی سی ان) سیاه میگوید این ها سیاه تیره تر میگویند.
در حقیقت مسله، همه مذاهب یک دین و همه ملت های اسلامی یک امت اسلام بوده و است و استفاده نام های مذاهب قبل از و یا بعد از اسم پیروان یک مذهب به جر انداختن سنگ نفاق به جامعه اسلامی چیزی دیگری نبوده و نیست.
پس ،با درک واقعی اسلام همه ما و یا من تو نه مذهبیم و ملت بلکه یک دینیم و یک امت.
حسین محمودی
دانشجوی حقوق و علوم سیاسی
نظرات کاربران:
>>> بله حرفهای شما درست است مشکل اصلی ما همین است اخر تا کی اینجور اواره باشیم و بد بخت غر بیها دارن ثروت کشور ما را می برن و ما هنوز در خوابیم
محمد جعفری
>>> سلام به مردم افغانستان
نظري دارم در مورد اينكه دولت تمام معادن و ذخاير زير زميني كشور مارا به سكتور هاي خصوصي ميسفارد!!!
سكتور هاي خصوصي كه دولت به آنها بعضي معادن و بعضي فابريكه ها را واگذار ميشود تمام اين سكتور هاي خصوصي از مقامات بلند پايه دولت كرزي است حتا تمام وزير ها به اين خيانت شريك هستند. امروز تمام اعضاي مافياي آقاي كرزي با هم يكجا شده افغانستان را تجزيه و به فروش ميرسانند و آنهم به پول بسيار كم. من در يك كتاب كه(افغانستان در آتش نفت) خواندم گفته شده است كه در زمان روسها تحقيقاتيكه صورت گرفته گفته شده است كه در افغانستان به ارزش بيشتر از 20 بليون دالر نفت خام وجود دارد. اگر خود دولت ما فابريكه هاي تصفيه نفت را در خود كشور ما بسازد افغانستان از جمله كشور هاي ثروت مند شمرده ميشود كه حتأ در افغانستان هيچ كس بيكار نميماند. اين بد بختي ما است كه مقامات بلند پايه دولت ما بخاطر پول قدرت تمام معادن افغانستان را به خارجيان واگذار شدند و نميدانند كه از سر اولاد غريب افغان چه ميگذر. وحتأ امروز در افغانستان بيشتر از 80% مردم بيكار هستند ،نميدانم كه آينده افغانستان چگونه خواهد بود؟؟؟
و امروز شاهد هستيم كه عساكر ناتو اشيأ و سنگ هاي تاريخي افغانستان را به كشور شان ميبرند كه كسي پرسان نميكند كه چرا ميبريند؟ جواب اين سوال اينست كه مقامات بلند پايه دولت ما تمام اين اشيأ را قبلاً فروخته بودند.
و حتأ امروز ما در وطن و در خانه خود به آزادي گشت و گذار كرده نميتوانيم. اگر از نزديكي كاروان خارجي ها بگذريم حتماً به ضرب گلوله ما را به قتل ميرسانند كه بار ها اين رنج و اعذاب را متحمل شديم .
چند روز پيش در ولايت فارياب دو كودك افغان كه از مكتب به خانه اش ميآمد عساكر آيساف آنها را با ضرب گلوله تيرباران كردند.
بالآخره كجاست حكومت؟؟؟
اميدالله(خالقي)
>>> من به نوبه خود سلامهاي خود را به تمامي خواننده گان اين رسانه تقديم ميكنم. نظر من در مورد مخابرات افغانستان است.
ميدانيم كه افغانستان از جمله كشور هاي فقير و جنگ زده به حساب ميآيد ولي مشاهده ميكنيم كه در اين اواخر شبكه هاي مخابراتي در افغانستان پيشرفت چشم گيري كردند كه فعلاً 4 شركت مخابراتي خصوصي در كشور ما فعاليت ميكنند كه تقريباً تمامي پول مردم بيچاره و جنگ زده ما به خارج ميرود اگر وزارت محترم مخابرات يك شبكه مخابراتي دولتي را ايجاد كند پول ما به خارج نميره.
فعلاً كه مشاهده ميكنيم ماهانه مليونها دالر به خارج ميره اگر دولت ما فعاليت اين شركت ها را توقف داده و يك شبكه دولتي را ايجاد كند هيچ پول اين ملت به خارج نخواهد رفت و يك كمك بزرگ به اقتصاد كشور ما ميشه.
اما متأسفانه وزارت محترم مخابرات درين مورد هيچ اقدامي نكرده اگر در آينده اقدام كند يك كمك به اقتصاد دولت ما خواهد بود و حتأ محتاج كشور هاي بيگانه نخواهيم شد.
و پول خود را بايد بخاطر آبادي وطن خود مصرف كنيم نه بخاطر آبادي ديگر كشور هاي خارجي. اميداست كه اين پيشنهاد سودمند عملي شود،
خداحافظ
اميدالله(خالقي)
>>> سلام برادر
ای کاش!!! همه ما مثل شما فکر کنیم این بدبختی ها را از بین ببریم دوباره روزهای تلخ را نبینیم. اگر واقعا به گفته هایتان صادق باشید جهت را تغیر نداده همه با یک صدا میگویم مسلمانیم و ازین راه برنمیگردیم تا قطره خون داریم............
محراب اوزترک کشور دوست جمهوری ترکیه
استاد محمد اکبری رییس حذب وحدت ملی اسلامی افغانستان و همچنان وکیلی منتخب مردم شریف بامیان
حسین محمودی
کوچی های مسلح آتش جنگ را روشن کرده اند
استاد محمد اکبری رییس حذب وحدت ملی اسلامی افغانستان طی یک کنفرانس مطبوعاتی از کشته شدن 10 نفر بر اثر حمله کوچی ها در بهسود خبر داد.
آقای محمد اکبری در این کنفرانس مطبوعاتی اظهارداشت که کوچی ها دوباره به منطقه بهسود حمله کرده، شش قریه را کوچ داده و چهار قریه را به آتش کشیده اند. در این حمله 10 نفر از مردم محل کشته و 4 نفر به دست کوچی ها اسیر گردیده و هزاران خانواده بی جا شده است.
استاد اکبری گفت: " روزگذشته کوچی ها در مناطق هزاره جات در مناطق حصه دوم بهسود، منطقه دره کجآب حمله کردند که شش قریه را از آن جا کوچ داده، چهار قریه را بنام های گیروی روزی، میرهزار، شیخ قلعه و کجکول را کاملاً آتش زده اند. و احالی دو قریه دیگر هم کوچ کرده اند. مال و دارایی مردم در جای شان مانده و مرم فقط عیال خود را گرفته و از آن جا بیرون شده اند". وی افزود که مشکل کوچی ها و ده نشین، منشا بسیاری از نابسامانی ها در افغانستان است و " اما حادترین مشکل، بین کوچی ها و هزاره جات هست".
استاد محمد اکبری ُ این رویداد را یک فاجعه انسانی خوانده و حکومت را متهم به حمایت از کوچی ها کرد. وی گفت: "قضیه وقتی تاسفبارتر می شود که آدم احساس می کند حکومت افغانستان در برابر این قضیه بی طرف نیست و از این تهاجم به طور مستقیم و غیر مستقیم حمایت می کند. نقطه بارز حمایت حکومت این است که آن ها(کوچی ها) از آن طرف مرز تا این جا مسلح می آیند؛ در حالی که قانون حکومت، قانون خلع سلاح است؛ قانون دی دی آر و دایاگ یک مساله بود که میلیون ها دالر برای آن خرج شد و دنیا ایستاد شد؛ اما برادران کوچی ما از این قضیه مستثنا قرار می گیرند". آقای محقق گفت که کوچی ها "فوق العاده مسلح اند" و انواع سلاح های سبک و سنگین باخود دارند و نیز از سوی بعضی حلقات داخل حکومت حمایت می شوند.
وی اظهار داشت در شرایطی که افغانستان درگیر با مشکلاتی مثل خشکسالی، جنجال با کشور همسایه و مهاجرت های جدیداست، دولت به فکر مردم افغانستان نیست و به حل بحران نمی پردازد.
محمد ماکبری حکومت را متهم کرده که برخلاف توافقات بن که برای امنیت سرتاسری، قطع کشت کوکنار و نفوس شماری توافق صورت گرفته بود، مسایل جدیدی را دامن می زند که سبب "غوغا" در افغانستان شده است. وی گفت که یکی از این مسایل رفتن کوچی ها به هزاره جات است و "من نمی دانم که رفتن کوچی به هزاره جات و پایمال کردن مردم هزاره جات چه دردی مردم افغانستان را دوا می کند. اگر با رفتن کوچی ها به هزاره جات در افغانستان صلح می شود و آرامش و پیشرفت می شود، بهتر است یک فکر برای هزاره جات هم بکند و آن ها را از آن جا بردارند وکوچی ها را بفرستند تا صلح در افغانستان بیاید. اگر این، درد را دوا نمی کند، پس چرا حکومت دراین رابطه تصمیم نمی گیرد؟".
وی افزود: " حکومت ادعا دارد که حکومت تمام مردم افغانستان است که باید باشد، اما در عمل که می بینم از یک حلقه خاص حمایت می کند و نسبت به دیگران به حیث تبعه بیگانه نگاه می شود".
استاد محمد اکبری رییس حذب و حدت ملی اسلامی افغانستان، از جامعه جهانی و سازمان ملل تقاضا کرد که در این رابطه بی تفاوت نباشند و از نقش گسترده حقوق بشر جلوگیری کنند. وی گفت: " کشتار وکوچ دسته جمعی از خطوط درشت نقض حقوق بشر است که امکان دارد این مشکل در نقاط دیگر نیزسرایت بکند و جامعه جهانی باید از اتفاق یک فاجعه انسانی پیشگیری کنند، زیرا سازمان ملل ضامن صلح در افغانستان و در قبال صلح در افغانستان مسوولیت دارد".
آقای اکبری هم چنان علاوه کرد دولت چرا به کوچی ها اسکان نمی دهد در حالی که در ماده 14 قانون اساسی افغانستان، اسکان کوچی ها پیشنهاد شده است.
اما تاکنون دولت افغانستان، نهادهای مدافع حقوق بشر و جامعه مدنی افغانستان در این مورد سکوت کرده واز خود واکنش نشان نداده اند. با وجود اعتراض شدید مردم، دفتر سیاسی سازمان ملل متحد در کابل نیز در این مورد سکوت کرده است.
سال گذشته در 19 جوزا نیز کوچی ها درمنطقه بهسود حمله کرده بودند که 11 نفر کشته، 15 نفر زخمی به شمول چهار زن، بیش از 20 هزار انسان آواره، بیش از 212 میلیون خساره مالی به آن مناطق وارد آمد و سه قریه توسط کوچی ها به آتش کشیده شد.
در بهار سال جاری نیز هزاران نفر در کابل دست تظاهرات زدند تا به کوچیگری پایان داده شده و از ورود کوچی ها در مناطق مرکزی ممانعت صورت بگیرد. اعتراض کننده ها خواهان حل و اسکان دایمی کوچی ها شدند و از دولت و سازمان ملل خواستند که به مساله کوچی ها توجه کرده و مطابق قانون اساسی افغانستان حکومت وظیفه دارد که کوچی ها را اسکان دایمی بدهد.
در 19 حمل سال جاری بحث بر سر مواد قانون انتخابات در پارلمان زمانی به تشنج کشیده شد که علم گل نماینده کوچی ها ساکنان غیر کوچی افغانستان را مهاجر خواند و کوچی ها را ساکنان اصلی افغانستان قلمداد کرد که منجر به اعتراض بیش از صد نماینده پارلمان شد، و نماینده های معترض مدت طولانی پارلمان افغانستان را تحریم کردند.
اما با وجود اعتراضات مردم، دولت جواب قانع کننده برای مردم نداده است. از سوی سازمان ملل متحد که ضامن اصلی صلح و ثبات در افغانستان است، نیز به گونه جدی به این مشکل نپرداخته است. پروسه دی دی آر و دایاگ که مسوولیت جمعی آوری سلاح از بین مردم را دارند، در مورد کوچی ها سکوت کرده و آن هارا خلع سلاح نکرده است.
نهادهای فعال مدافع حقوق بشر در افغانستان، تاکنون واکنش موثر از خود نشان نداده اند. در گذشته نیز نهادهای مدافع حقوق بشر به شکل جدی بر دولت افغانستان برای حل معضل کوچی ها اعمال فشار نکرده اند.
این در حالی است که اگر به مشکل کوچی ها در افغانستان توجه صورت نگیرد، نه تنها که بحران عظیم اجتماعی و سیاسی خلق خواهد شد، بلکه صلح نسبی کنونی نیز فروخواهد پاشید.
آنچه قابل نگرانی است وقوع دوامدارفجایع انسانی است که هرچندروزی درچهره قحطی ها ، ناامنی وتشنج هایی ازقبیل رویداد بهسود و...به سراغ مردم افغا نستان می آید وقابل تعجب این است که با وجود هزاران
نفرسربازان خارجی چگونه کوچی های مسلح به مناطق امن رفته وشعله های جنگ را می افروزند ونیزملل متحد ودیگرنهادهای حقوق بشری درزمینه سکوت اختیارکرده اند.
نظرات کاربران:
>>> سلام به سردار سر بلند هزاره كه پوست ومقام هنوز اورا از دفاع ازملتش ما نع نگر ديد.
ياسر
>>> اوغان ملیتیها در زمان نادرو ظاهر ... کوشیدند ،گروهی از وزیرستانی آن طرف مرز را با پول وسرمایه ، سلاح ومهمات تشویق کنند ، تا آنها در اوغانسان جا گزین گردند و مال و زمینهای حاصلخیز هزاره جات وتورکستان بزور قبضه کنند.
در آن وقت به امر سردمداران محمّد زایی، وزیر محمّد گل به این اینها حجت رسمی «نظامنامه ناقلین »را سپرد.
و این کوچیها نا خوانده هزاران هکتار زمین هزاره جات و تورکستان را به زور اشغال نمودند .
70- 80 سال پیش اصلاً کسی بنام کوچی وناقل و حتی اوغان هزاره جات وتورکستان وجودخارجی نداشت !
امروز اینها درصفحات شمال صاحب قدرت اند و نماینده ی ایشان چون خطا محمّد نور به اریکه ی قدرت تکیه زده است.
دمت گرم استاد اکبری!
نگذار قوم تبارت پامال اوغان وکوچی شوند.
بزرگترین اشتباه شمااستاد محمد اکبر و آقای محققاینست که ، فریب انگلیس وامریکارا خوردید ، سلاح هایتان را با دو دست تسلیم ایشان کردید؟
مصلحت من اینست
دریک جنگ تحملی پیشرو آماده گی کامل داشته باشید. این اورغانها در پی محو نابودی تورکتبارن اند. در این گیرودار های احتمالی هزاره ها ی تورکتبار پیشتر آسیب پذیر اند .
پیر تورکستان
>>> مردم ما عادت کرده اند که دیگران آنان را محافظت کنند و در همین راستا می خواهند که نیرو های خارجی خود شان را فدای مردم هزاره در مقابل کوچی ها نمایند. آیا خود هزاره ها از خود شان نمی توتنند دفاع کنند و با آمدن کوچی های وحشی بی فرهنگ پا را به فرار می گذارند ؟! غیرت تان کجا رفته که نمی توانید اخاک و نامووس تان دفاع کنید ؟ به خدا قسم نه دولت به داد تان خواهد رسید و نه نیروهای خارجی و نه سازمان ملل مگر آنان به داد ملت فلسطین رسیده اند که به داد یک مشت هزاره برسند؟بلکه آنا ن ازین وضعیت لذت می برند. باید خود تان از حق تان دفاع کنید و در این راه از هرگونه ظلم و تعدی بپرهیزید. کو چی ها سالهای سال عادت به زور گویی داشته و امروز که می بینند هزاره زیر بار آنان نمی روند عصبانی هستند و به آدم کشی دست می زنند. آنان که معلوم نیستند کجایی هستند توقع دارند که هزاره ها برده های آنان باشند و در اجرای دستور شان نباید هیچ تاخیری صورت بگیرد و هر چیزی را که از پاکستان بدون گمرک و مالیات به افغانستان می آورند هزاره ها مجبورند که به هر قیمتی که شده از آنان بخرند . آنان آزادانه بین پاکستان و افغانستان در گشت و گذارند و هیچ نوع مسئولیتی را در قبال کشور ما احساس نمی کنند . این را باید آویزه گوش تان کنید که نه این دو لت و نه هر دولت دیگر به داد تان نخواهد رسید. و نه هیچ کسی دیگر کلید حل مشکل فقط به دست خود تان می باشد.
حامد
>>> سلام به نظری بنده کوچی ها آمدنش در مناطق هزاره جات از باب نیاز مندی نیست به دلیل اینکه این منطقه ها به اندازه دو تابز وچهار تا گوسفند خود مردم چرا گاه ندارد که شکمش سیر شود چطور می شود هزاران رس شتر و گسفندان آنها بچرند کوچیها شرایط زمانی را مناسیب دیده در ضمن اینکه انگیزه سیاسی پشت این قضیه مو جود است از همایت بعضی دولت مردان افغانستان خود را برخوردار می داند روی این حساب این ظالمان هدف دار برمردم مظلم هزارجات حمله ور شده ازمال جان این مردم فقیر دریغ نمی کند.ما از ملل متحید وکشور های جهان حقوق بشر وهمچنین از ریس دولت آقای کرزی خاهیش مندیم از هجوم برحمانه این گروهی وحشی جدا جلو گری نماید . اگر اینها وحشی وبی منطق نمی بود با کمال بی شرمی ادعای وراثت افغانستان را نمی کرد. در واقع این ها پاکستانی های هستن که ضررش در افغانستان و هر چه منا فع دارد با خود می برد به پاکستان و اگر جامعه جهانی و دولت افغانستان از چپاول اینها جلوگری نکند مردم هزاره جات با امکانات دست داشته خود از قبیل بیل کلنگ داس تیشه تبر این وحشی هارا تا در وازه خیبر پاکستان خواهد برد ویا اینکه همه قتل عام خواهم شد ما دیگه تحمل ظلم ظالم نمی کنیم .
محمد یونس حیدری
>>> راست میگوید. کرزی خادم پشتون های افغانستان و پاکستان است نه از باشنده گان سرزمین بنام افغانستان. ولایت وردگ اصلاً سرزمین هزاره ها ست نه از پشتونها. باز کوچی های جاسوس پاکستان هستندو از قوم یهود که نه خواهر را میشناسد و نه مادر خود را. تنها نیمی از قرآن را قبول دارند...
ملا چچو
>>> وقتي كه سخن از ظلم واستبداد يك قوم يعني كوجي بشتون بر قوم ديكر ميايد و نوشته ميشود انوقت رهروان متدين و مجاهدان راستين بشتون و طرفداران وحدت ملي كوش هايشان كر و جشم هايشان كور ميشود كه حتي به يك كلمه تقبيح ظلم كنند بلكه منصف ترين انان ميكويد خير است كوجي هارا تحمل كنيد ولي وقتي سخن از فيدرالي و عدم امكان زنده كي با اين قوم ظالم به ميان بيايد انوقت مجاهدان راستين مار درون استين ميشوند ولي همه اقوام اعم از ازبك و تاجيك و هزاره بدانند كه با تسليم سلاح اشتباه كردند و بايد بر عليه اين جنايت و حمايت از مليت هزاره همزبان و هم فرهنك مان تا اخرين رمق دفاع كنيم و سكوت منفور قانوني و فهيم و دوستم را محكوم ميكنيم و ياد اور ميشوم كه شما مليت با غيرت هزاره در نبرد ها برنده بوديد در جنك هاي كابل مقاومت داشتيد اكنون نبايد با اين سرعت كار و زار را فراموش كنيد
مولوي عبد الغياث جده
>>> هزاره ها باید هوشیار باشند و این رویای کوچیها را برای همیشه نقش بر اب کنند
حسین محمودی
>>> سلام به ساكنان اصلى افغانستان،
متاسفم به حال قوم كه هزاران سال سقاوى و پنچرمينى كرده است و در بخش نظامى بلندترين رتبه هايش خورد ضابطى بوده است، حالا آمده با ساكنين اصلى افغانستان كه مظلومترين مردم افغانستان است، ميجنگند. جاى شرم است براى شخص محقق كه تمام هست و بود افغانستان را به غارت برد و به هزران تن از هموطنان مارا به شهادت رسانيد.
جواد
>>> خدمت هموطنان عزیز سلام !
طوریکه از قراین معلوم می شود در عقب مسالهء کوچی ها در داخل دستگاه حکومت حلقات بخصوص پیروان وطرفداران ادامهء حکومت هایی تک قومی زور گو ظالم واستبدادی عبدالرحمن خانی و فاشستی با افکار دگم ومتحجر طالبانی قرون وسطیی وجود دارد که جهت بر آورده شدن پلان ها واهداف شوم وظالمانه وانحصار طلبانهء سیاسی تک قومی خویش از کوچی ها استتفادهء ابزاری می نمایند وعملا ازین پدیده حمایت وجانبداری نموده وآن را آگاهانه رهبری ودامن می زنند که این سیاست های نادرست قبیله گرایان روز به روز باعث بروز اختلافات وتشنجات هر چه بیشتر قومی ومنطقوی گردیده و فضای بی اعتمادی و بی اطمینانی را در بین اقوام و ملیت های مختلف بوجود خواهد آورد که عواقب آن به هیچ گونه به خیر وصلاح کشور نه خواهد بود. اگر پیروان وطرفداران سیاست های استبدادی عبدالرحمن خانی نادر خانی و محمد گل خان مهمندی هدف شان ترقی وتعالی وطن عزیز ما افغانستان باشد هیچگاهی باید به ا دامهء سیاست ها و کار روایی های ظالمانه ونا بخردانهء اسلاف نابه کار خویش پا فشاری واصرار نه ورزیده بلکه با جرات وشهامت اخلاقی بر همه آن فرامین ودساتیر نا مشروع وظالمانهء قرون وسطیی سر دمداران مستبد وخون آشام خویش یک سره خط بطلان کشیده وآن را به زباله دانی تاریخ بیاندازند .تا صداقت و انصاف خود را به اقوام وملیت محکوم که سال های متمادی مصایب ودرد رنج های بیشماری را از ناحیهء صدور این گونه فرامین ودساتیر ظالمانهء شاهان وامیران جابر وقبیله گرا با پوست وگوشت خود لمس کرده اند نشان بدهند. تا ملیت ها واقوام محکوم ومظلوم این کشور به صداقت و انصاف ان ها باورنمایند که این کار یک قدم نیک ومثبت خواهد بود در مسیر پروسهء ملت شدن وترقی وپیشرفت وطن عزیز ما در غیر آن اگر طرفداران بر تری جویی تک قومی کما کان به ا دامهء سیاست های ظالمانه گذشته اصرار ورزند . درین صورت مشکلات جبران نا پذیری دامنگیر مردم ما خواهد شد.
نادر ویسا
>>> جواد جان چند افغانی گرفتی تا خودت را بفروشی
ابوذر
>>> آقای محقق ودیگر رهبران حزب وحدت شاخه بابه مزاری!
آن روزی که بر طبل دوستی با پشتون ها وجنگ با فارسی زبان ها می زدید؛ فکر این روز را نکرده بودید ویا صرفا دنبال کسب نام ونشان بودید! قسم حرفی می زدید که گویا پاک ترین وراست ترین و با عهد وپیمان ترین مردم (دار ودسته پشتون وجناب حکمت یار) اگر کسی حتی در ایران وقم به آنها بد می گفت وشرائط امروز را برای شما یاد آوری می کرد, مارک خود فروخته به آن می زدید, در هر صورت یا درک وشعور سیاسی ندارید ویا اینکه آه وناله امروز شما نیز بیشتر برای کسب قدرت وپول ونه برای مردم بیچاره است.
محمد - نوری- قم
>>> سلام بر مردم مظلوم وسر افراز هزارجات وهمچنین به همه افغان ها اعم از تاجیک و ازبک وترکمن.
من از اول مخالف جنگ واسلحه بوده ام اما ای برادران این ناجوان مردان (کوچیهای پاکستان ) با حمایت دولت دست نشانده کرزی که این روز ها حرف از جنگ با پاکستان که خود او کاسه لیس آن هاست به میان می آورد، کار را به جایی رسانده اند که باید مردمان قهرمان هزارجات دوباره سلاح بدست بگیرند ودر یک جنگ تمام عیار یک بار برای همیشه کار این کوچی های اوغان را یکسره کنند
تا هم خودشان وهم دیگر اقوام افغانستان را از شر این غده سر طانی که روز به روز رشد میکند خلاص کنند.امیدوارم دیگر اقوام ستمدیده افغانستان نیز آن ها را یاری کنند .
والسلام کریم ترکیه
>>> با سلام به تمام هزاره ها
من متاسفم که امروز مردمان کوچی که جزو وحشی ترین مردم در قبال مردم هزاره هستن امروز جرات این کار ره پیدا کردن که به خاک ما تعرض کنند من تقاضا دارم از مسعولان که هرچه زود تر در مورد این تعرض واکنش نشان بدهندکاش امروز کسانی مثل شهید مزاری میبود تا انها جرات چنین کاری را نمی داشتند
حسین محمودی
>>> عجيب مظلوميت زمين هاي را كه يك دهقان انرا به خون دل زرراعت كرده علف شتر هاي خود جور كن باز بكو مظلوم هستم بد تر از يك دزد كه وقتي دزدي بكويد مظلوم هستم منطق بشتون را از دليل اقاي فيلسوف جواد بشنويد.
بدخشي
درد دل
درد دل
یارب دلم گرفته از رنج این زمان
اندوه من رود تا اوج آسمان
آن دست با صفا که شهر دل رسید
دستم گرفت و بعد بر خاک غم کشید
در عمق در نشست عقلم زکف پرید
پایم زره کشید با پنبه سر برید
در قلب من نشست هرگز سخن نگفت
چشم انتظار من در همه جا نمایان
از سوز جان خود گرمی دست او
از آتش که بود در چشم مست او
این در درل محمودی را او شنید و رفت
خندید و گریه کرد آهی کشید و رفت
ای بیوفا بیوفا (S)
حسین محمودی
گل
یارب نگای کسی را با کسی اشنا مکن
اگر آشنا کردی از هم جدا مکن
سرمایه دار جهانی
اولين مرد سرمايه دار دنيا:
تيكون كارلوس از مكسيكو با داشتن 67،8 ميليارد دالر اولين سرمايه دنيا معرفي گرديد.
كارلوس توانست در ظرف چهار ماه 8،6 ميليارد را بدست بياورد كه اين امر سبقت جستن وي را از بلگيتس بنيانگذار شركت مايكروسافت حقيقي ساخت.
دوهمين مرد سرمايه دار دنيا:
بيلگيتس سرمايه دار 49 ساله امريكاي و مالك شركت مايكروسافت كه عمده ترين توليد كننده نرم افزارهاي كمپيوتري به شمار ميرود به عنوان دوهمين ثروت مند جهان معرفي شد.
وي كه دانشجوي انصرافي از دانشگاه هاوارد است سرمايه گذاري هاي در شبكه هاي مخابراتي و خدماتي شهري امريكا و راه اهن سراسري كانادا كرده است و البته 27 ميليارد دالر نيز صرف هزينه هاي خيريه كرده است.
سومين مرد سرمايه دار دنيا:
وارن بافت سرمايه دار امريكاي كه ثروتش تنها 2،5 ميليارد از كمتر از بلگيتس براورد شده است بعنوان سومين ثروت مند دنيا معرفي گرديد. وارن 74 سال عمر دارد و كار را در 13 سالگي به عنوان روز نامه فروش در بازار آغاز كرده است. او در شهر اوهاما در ايالت نبراسكا امريكا سكونت دارد. اكنون صاحب سرمايه كلان در زمينه هاي هاي گوناگون از صنايع كمپيوتري بيمه و توليد انرژي گرفته تا بازار قالين و جواهرات از جمله شركت هاي معروف كه وارن بافت در ان سهم دار است امريكن اكسپرس است.
چهارمين مرد سرمايه دار دنيا :
چهارمين مرد ثروت مند دنيا لاكيش ميتال هندي است. كه در لندن زندگي ميكند. سرمايه او 25 ميليارد اعلان شده است كه به اين ترتيب علاوه براينكه ثروت مند ترين مرد هندي است پول دار ترين فرد اروپا نيز ميباشد. لاكشمي ميتال تحصيلات خود را در كلكته به اتمام رسانيده، بزرگترين شركت توليد كننده آهن و فولاد در جهان را بنام ميتال ستيل در اختيار دارد
تو اگر ميدانستي كه زخمي دارد
چه دردي دارد
خنجر از دست عزيزان خوردن
از مني خسته
نمي پرسيدي
آه
اي مرد
چراحسین محمودی تنهاي
حسین محمودی وفادار است
مردی در مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می کرد . مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید :دختر خوب ، چرا گریه می کنی ؟
دختر در حالی که گریه می کرد گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود/ مرد لبخندی زد و گفت:با من بیا ، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم .
وقتی از گل فروشی خارج می شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست ؟ می خوای برسونمت ؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت : آنجا و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد .
مرد او را به قبرستان برد و دختر روی قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت ، طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.
یادت نره یک مادری دارید که همیشه با شما بوده و هست

گويند مــــرا چو زاد مــــــادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
شبهــــا بر گاهـــــــوارهء من
بيـــدار نشست و خفتن آموخت
يک حرف و دو حرف بر دهانم
الفاظ نهــــاد و گفتـــن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تاهستم و هست دارمش دوست
لینک آهنگ مادر به صدای وحید صابری
بامیان
سینه پرراز دارد بامیان
گنچ ها در قلب این ویرانه هاست
سنگ سنگش راوی افسانه هاست
بامیان گهواره زیبای شرق
نقطه وصل تمدن های شرق
ازتمدن دیده صدها قافله
شهر تاریخ است شهر غلغله
دره آهنگران خوش منظر است
یادگار کاوه آهنگر است
کوه بابا مظهر آزادیش
شیر پرور دره فولادیش
خطه دلکش دیار کم نظیر
معجز مولاعلی بند امیر
شهر غازی های بی باک است این

شهر کاوه شهر ضحاک است این
درتمدن پیشتاز هند وچین
جاده ابریشم خاور زمین

شوکت امروز فردا هم از اوست
رونق زردشت وبودا هم از اوست
هزاره ها و میراث فرهنگی با میان،
قر بانیان قرنها افراطیت دینی، تبعیض،تعصبات قومی و نژادی
نوسینده حسین محمودی
از تنديسهای بودا و از آثار تاريخي دوران پرعظمت امپراتوری کنشکا؛ و از باميان ميگويم که در اين امپراتوری بزرگ، همچون نگين مشعشع ميدرخشيد و تنديسهای بودا، سمبول يا نماد اين عظمت تاريخي بود. باميان در افغانستان مرکزی < هزاره جات >، تقريبا به مسافت 231 کیلومتر در شمال غرب کابل و در قلب کوه هندوکش، در ارتفاع 2500 متری موقعيت دارد. اين شهربرای بيش از هفت قرن ـ از قرن دوم ميلادی تا دخول لشکر اسلامي در قرن نهم ميلادی در آن، يکي از بزرگترين مراکز بودايی در شرق محسوب ميگرديد. پیکره های بودا که درلاش کوه ها دربامیان ساخته شده اند، از آثار هنری و مذهبی مردم این سر زمین اند که از قرن سوم میلادی یعنی از عهد کوشانی ها و از زمان کنیشکای بزرگ بیادگار مانده اند. این پیکره ها نموداراستعداد هنری وشاهکاراعتقادی مردم این مرزوبوم است که گذشت قرون و دهور درطول یکهزارو هفتصد سال کمترین گزند فزیکی را بر آنها وارد کرده مگر بازهم مورد توجه جهانگردان وسیاحان قرارمیگرفت و درطی مدت قرن بیستم هزاران سیاح اروپائی و آسیائی را به تماشای خود فرا میخواند وازین مدرک مبالغ هنگفتی به جیب مردم افغانستان وارد میشد
سرزمين، بامیان در محل تلاقی تمدن های ايرانی، يونانی، بودايی، هندو و اسلامی واقع شده و ميراث فرهنگی آن آميزه ای ارزشمند از تاثير اين تمدن ها و فرهنگ هاست.. اين ميراثها که در بسياری موارد استثنايي اند، فصل بسيار با ارزش و مهمی را در تاريخ حوزه تمدني ما و در مجموعي جهان مي سازند. يک بخشي عمده از ميراثهای تاريخي و فرهنگي افغانستان را آثار باستاني قبل از اسلام تشکيل ميدهد که از خصوصيات کاملا استثنايي برخورداربوده اند. بامیان در آن دوران تاريخي، منحيث با اهميت ترين مرکز تقاطع تمدن ها و جريانهای متفاوت فرهنگی و به مثابه شاهراهی انتقال، و داد و ستد دست آورد های فرهنگی ملل مختلف جهان شناخته شده است. بازرگانان، سياحان و هنرمندان از چين، هند، آسيای مرکزی و اروپا با استفاده از راه مشهور ابريشم، در اين حوزه باستاني رفت و آمد داشتند،.
سرانجام در روز نهم مارس سال 2001 ميلادی، بعد از برگزاری نماز جمعه، نيروهای طالبان به روی مجسمه های بودا، آتش گشودند و دو شبانه روز به اين کار ادامه دادند تا در شامگاه 11 مارس، از "صلصال" و "شهمامه" 1600 ساله، تنها دو حفره به ارفاع 53 و 35 متر در دامنه هندوکش مرکزی افغانستان باقی ماند.
طالبان بالای این تند یسهای بیروح وبی جان بودا ترحم نکرد وآ نرا منهدم ساخت که این پیکره ها از لحاظ ساختمان فز یکی به اجداد ونیاکان مردم هزاره جات شبا هت قیا فوی دا شتند. طا لبان این کار را بخاطر آن انجام داد تا افتخارات باستانی و تاریخی نیا کان هزاره را محو و نابود نمایند و بعدآ به جها نیان بگو یند که این مردم باشنده گان بومی و اصلی سر زمین کنونی نمیباشند که بدین وسیله بتوانند هویت تا ریخی این مردم را از بین ببرند.
محترم داکتر جلا ل الدین صدیقی دانشمند معر و ف کشور در باره بامیان و آ ثار با ستانی آن مینو یسد که:- بودا بامیان تنها میراث گرانقدر مردمان آریا نای کهن، خراسان اسلامی و افغانستان کنونی وبخصوص مردم وسرزمین
هزاره جات نبوده بلکه جزء از تمدن تمام بشریت بشمار میرود << که مجسمه ها و تصاویریکه از عهد بودا ئی باقی مانده است معمولآ در هر منطقه که ساخته شده است،باز تا ب دهنده همان گروه اتنیکی بوده اند که در آن محل زیست داشته است و ازین رو چنین بر میآ ید که هیکل های بودا ئی و تصا ویر دیواری واقع در بامیان هم به اتنیک های مردم هزاره شبا هت کا مل به هم میر ساند>>
آ قای صد یقی اضا فه مینماید < پس بدون تر دید میتوان گفت که در آ فر ینش گنجینه های کهن هنری بامیان نقش خلق هزاره و نیا کان هنر پر ور شان نه تنها بر جسته بوده بلکه مردم هزاره حق دارد که بدین دستاورد ها ی هنری و میراث گرانقدر اسلا ف شان افتخارنماید و خود را وارث تا ریخ کهن ومیراث با شکوه بامیان با ستان بد ا نند>
شهر بامیان با قدامت چندین هزار ساله طی چندین قرن مورد تهاجم متجا وزین خارجی از جمله:- دار یوش، کوروش، سکندر کبیر، اعراب، چنگیز خان، اورنگ زیب، نا در افشار، بریتانیا و حکام داخلی، امیر دوست محمد خان،
امیر عبد الرحمن خان و نادر شاه خان قرار گرفته است. که در اثر این یو ریش ها برخی از میراث های باستانی و تمد نی بامیان متضررویا نا بود شده اند - تخریب این آثار باستا نی بخصوص پیکره های دو بودا در آغاز توسط اورنگ زیب و بعد از آن بوسیله، همسران امیر دوست محمد خان و امیر عبد الرحمن خان و براسا س حکا یت، مردم محل، همسر نادر شاه خان صورت گرفته است. همسران این امیران - چهره های دو تند یس بودا ویک یک پای آنها را توسط گلوله توپ خراب کر ده اند.درزمان امیر عبد الر حمن خان ارگ شهر غلغله تخریب وبه خاک یکسان گرد ا نیده شد ه است.
پيش از طالبان نيز، مجسمه های تاريخی بودا در باميان ضربه های فراوان ديده بود، چنگيز خان مغول در سال 1222، اورنگزيب در سال 1689 و عبدالرحمان خان در سال 1892 ميلادی، هر کدام به نوبه خود برای تخريب اين دو مجسمه تلاش کردند و بر پيکر آنها صدماتی وارد نمودند؛ در جريان جنگهای مقاومت مجاهدين در، نیمه دهه نود ميلادی نيز مجسمه های بودا، از آسيب مصوون، نماند.
به باور برخی از کارشناسان، مجسمه های بودا در باميان، اگر تا ديروز نمادی از ديرينه تاريخی در اين سرزمين بود، امروز يادگار سالهای حاکميت افراطگرايی مذهبی در اين کشور است، حرکتی که جهان را تکان داد و يونسکو آن را وحشت فرهنگی ناميد.
معضل کوچی ها
معضل کوچی ها بطوردایم باید حل گردد
نويسنده: حسین محمودی
تاريخ نشر: 5- 08-2007
در نوشتارقبلی پیشینه ای کوچی ها را تحت عنوان((تاریخ وگذشته ای کوچی ها در هزارجات )) را ارزیابی نمودیم . دراین مقاله مسئله ای کوچی ها در هزارجات را از زوایه ای دیگر به بررسی میگیریم . معضل کوچی ها یک مشکل عمده در شرایط فعلی کشور بوده که باید بطور ریشه ای واساسی حل گردد ، درقدم اول بین کوچی های خانه بدوش و کوچی های که از این عنوان استفاده می نمایند تفکیک حاصل گردد تعدادی از اینها چه در گذشته و چه در این اواخر وسیله حکام جورومستبد قرار میگرفتند وسبب نا آرامی ها ، ظلم و ستم در هزارجات می گشتند .
در نوشتارقبلی پیشینه ای کوچی ها را تحت عنوان((تاریخ وگذشته ای کوچی ها در هزارجات )) را ارزیابی نمودیم . دراین مقاله مسئله ای کوچی ها در هزارجات را از زوایه ای دیگر به بررسی میگیریم . معضل کوچی ها یک مشکل عمده در شرایط فعلی کشور بوده که باید بطور ریشه ای واساسی حل گردد ، درقدم اول بین کوچی های خانه بدوش و کوچی های که از این عنوان استفاده می نمایند تفکیک حاصل گردد تعدادی از اینها چه در گذشته و چه در این اواخر وسیله حکام جورومستبد قرار میگرفتند وسبب نا آرامی ها ، ظلم و ستم در هزارجات می گشتند . درمرحله ای بعد ادعای کوچی هاییکه مدعی ملکیت زمین های مردم هستند توسط ناظرین و داوران بیطرف ارزیابی گردد که آیا اسناد دست داشته ای آنها پایه و اساس قانونی و شرعی دارد و یا خیر ؟ ولی با اندک دید منصفانه ومطالعه تاریخ گذشته ای هزارجات این نکته بدست خواهد آمد که اوراق دست داشته ای اینها توسط حاکمان متعصب و ستمگر بدون رضایت صاحبان ملک به کوچی ها سپرده شده است . در اینجا غاصبان زمینهای مردم باید پاسخگوباشند نه اینکه اینها بیایند ادعای زمینهای که غصب کرده اند را نمایند .
برفرض که ما بپذیریم اسناد دست داشته اینها صحیح میباشد ولی تعدادی اندک شان دارای اسناد غاصبانه میباشند ولی ما شاهدیم که کوچی ها در گذشته (قبل از آغاز جهاد ومقاومت) در زمان حاکمیت طالبان و بعد از شکست طالبان آنهابصورت دست جمعی (صدها و هزاران نفر) همراه با مواشی شان درساحات هزارجات هجوم می آورند زمینهای زراعتی و علفچر های مردم راطعمه ای حیوانات ومواشی شان می نمودند. سوال اینجاست که برچه مبنا کوچی ها درزمانیکه مردم هزاره زمستان طولانی شش ماهه راسپری می کنند بعد از سپری کردن زمستان و آمدن بهار وتابستان کوچی ها نیز سروکله شان در هزارجات پیدا می شود علفچرهای این مردم فقیر وبعضا زمینهای زراعتی را به تاراج میبرند ودرگذشته هیچکس به داد وفریاد مردم نمیرسید فقط دردهه جهاد و مقاومت هزاره ها ازبلای بنام کوچی مصئون ماندند .
بعد از آمدن حاکمیت اقای کرزی که همه امید به قانونمند شدن کشور را داشتند این معضل باردیگر در منطقه هزارجات نمایان شد این مشکل ناشی از کدام قضیه می باشد ؟ بعد از چند دهه جنگ ومقاومت چرا باز این مردم با مشکلی بنام کوچی مواجه می گردند چرا این مشکل بصورت ریشه ای و اساسی حل نمی گردد ؟ چرا با مشکل آفرینی کوچی ها درهزارجات با دید اغماض برخورد میگردد ؟ چراجمعی بنام کوچی بسوی قانومند شدن سوق داده نمی شوند ؟ کوچی ها علاوه براینکه در هزارجات بطور غیر قانونی سرازیر می گردند نکات دیگری را اینها باخود دارند که خیلی ها واضح و روشن می باشد که غیر قانونی عمل می کنند بطور مثال : چرا کوچی ها - دی دی آر- خلع سلاح نمیگردند درحالیکه هزارجات خلع سلاح شده اند ولی کوچی ها که در گذشته توسط نظامهای استبدادی حمایت ومسلح می شدند حالا هم نیز چنین است ؟!!! درهمین رابطه از کشتار مردم بهسود توسط کوچی ها مجله اکونومست گزارشی دارد که درقسمت آن چنین آمده است : قریه شاهی نیرو، احاطه شده توسط کوه ها، پوشیده از گلهای وحشی و کارتوس های (فشنگ) مصرف شده ای کلاشینکوف، همانند ده ها قریه ای دیگر خالی از سکنه گردیده است. گمان میرود که طی دوماه گذشته بیش از 4000 تن از هزاره ها - که یک اقلیت نژادی شیعه مذهب بوده و درارتفاعات مناطق مرکزی افغانستان زندگی میکنند - از خانه هایشان در ولسوالی بهسودولایت وردک بیجا گردیده اند. آنها مورد سرکوب و ستم گروهی از کوچی های صحراگرد مسلح قرار گرفته اند . این کوچی ها که مسلمانان سنی مذهب و از نگاه اتنیکی پشتون هستند،تعداد شان احتمالا کمتر از 200 مرد جنگجو همراه با خانواده و مواشی شان می باشند اما طبق منابع موثق غربی، تعداد 65 قریه از ساکنین آن تخلیه گردیده و در حدود 12 تن هم کشته شده اند .
(1) در تهاجم دوسال گذشته ای که کوچی ها در هزارجات داشتند اینها با انواع و اقسام سلاحها مسلح بودند حتی یکبار هم از طرف هیچ منبع حکومتی وامنیتی نسبت به مسلح بودن اینها اعتراض نشده است حد اقل در هیچ رسانه ای دولتی مطرح نشده است . برنامه ای خلع سلاح در هزارجات و شمال بطور جدی مطرح شد وعملی هم گردید !!! درحالیکه درتهاجم امسال کوچی ها دربهسود که چندین نفر از اهالی منطقه توسط اینها به قتل رسیدند دیدیم که در حدود چهار تا پنجهزار نفر از ترس کوچی از خانه وکاشانه ای خود فرار کردند و در مناطق امن پناه بردند بیش از پانزده مکنتب و مدرسه تعطیل شد ، دراوائل این تهاجم از طرف منابع دولت با سکوت برخورد گردید والی میدان وردک که مصاحبه ای در تاریخ 23 جوازی 1386 بارادیوی بی بی سی انجام داد
(2) خبر از آرامش منطقه وبهسود میداد در حالیکه منطقه ناآرام وقتل ناامنی بهسود بوضوح مشاهده می گردید ، ولی باسر صدای که مردم وسازمانهای مدافع حقوق بشر انجام دادند دولت ناگزیر به پذیرش نا آرامی دربهسود شد تا اینکه اقای کرزی دستور عقب نشینی کوچی ها را از بهسود صادر نمود اما حکم جناب رئیس جمهور کرزی طوری صادر شده است که عقب نشینی جنبه ای موقتی دارد . این خبر را اقای انجنیر وحید الله سباون مشاور امور اقوام فبایل اقای کرزی به تاریخ 31 سرطان 1386 در مصاحبه اختصاصی به آژانس خبری پژواک گفت : که خارج شدن کوچی ها از مناطق یاد شده بتاریخ 29 سرطان آغاز و شام گذشته پایان یافت . در همین خبرآمده است که هفته گذشته به پیشنهاد رئیس جمهور میان نمایندگان دوطرف فیصله شد که کوچی ها بطور موقت خارج شوند .
(3) این خبر می تواند بحرانی ماندن هزارجات را درآینده بیمه کند . چرا بطور موقت این مشکل حل گردد ؟ چرا جناب کرزی که در سال گذشته حکم صادر نمود و هیئت را جهت حل این قضیه توظیف نمود و هیئت فیصله نمود که هزارجات گنجایش کوچی ها را ندارد به آن توجه نمی کند که حکم خروج موقتی آنها را صادر می کند مگر سال گذشته هیئت از طرف خود کرزی جهت حل مناقشه تعیین نشده بود چرا دیدگاه آن هیئت نا دیده گرفته می شود ؟ چرا جناب کرزی حکم صادر نمی کند که معضل کوچی ها بطور دائم در کشورحل گردد ؟ چرا اذهان درمورد کوچی ها بسوی مواردی سوق داده نمی شود که با داشتن آن موارد سمبل بی قانونی در کشور خواهند بود که همین مسلح بودن آنها میتواند یکی از این موارد می تواند باشد . ادعا میگردد که کوچی ها بالای یک ملیون نفرتخمین زده میشود این آمار ارایه شده شاید مبالغه آمیز باشد اگرپافشاری گردد بهتر است که احصاییه گیری وسرشماری گردد . درزمان ظاهرشاه ونادرخان تعدادی زیادی از آنها تحت یک برنامه خاص درولایات پروان، قندوز ، تخار، سمنگان ، بلخ ، جوزجان ، فاریاب، بادغیس ، و هرات باسلب ملکیتهای تعدادی زیادی از ساکنین آن ولایات واستملاک ملکیت آنها درآن مناطق جاگزین شدند براین مبنا درکاهش جمعیت آنها این جابجایی بی تاثیرنبوده است برخلاف ادعای فعلی سخنگویان کوچی ها ، آمارآنها خیلی پایین ترمیباشد . نکته ای دیگراینست : دراینجا بحث روی کوچی های افغان است که تابعیت افغانی داشته باشند تعدادی زیادی از اینها دارای عدم تابعیت افغانی می باشند چرایکه نداشتن تابعیت برای اینها راحت وآسان میباشد از خدمت سربازی معاف اند مالیات هم پرداخت نمی کنند و......... تابستانها در مناطق خوش آب وهوایی مرکز، شمال وغرب افغانستان سکنی می گزیینند درزمستانها هم در هوای خوب پشاور ادامه حیات میدهند آنها از گرفتن تذکره که به حیث سند ملی یک افغانی حساب میگردد ابا می ورزند ویا اصلا تابعیت برایشان ارزش ندارد . پیامد های کوچی گری برای آینده ثبات ، رفاه وتعلیم تربیه آسیب کلانی خواهد بود دراینجا لازم بنظر میرسد که ادامه یی کوچی گری را که آسیب های بزرگی به اینده کشور وارد میسازد برشماریم :
1- درصورت ادامه کوچی گری درسالهای آینده به هزارجات مردم ایکه داوطلبانه سلاحهای خودرا تسلیم دولت کردند در خفی و غیر خفی درصدد خرید و جمع آوری سلاح میگردند تا درآیند اینها بتوانند از خود دفاع کنند چنانچه در حمله مسلحانه امسال کوچی ها در بهسود دیدیم که نیروی های دولتی مستقر درولایت میدان وردک و ولسوالی های مربوطه هیچ عکس العمل دردفاع از مردم انجام ندادند.
2- درصورت ادامه کوچی گری درهزارجات خصومت های قومی باری دیگر درکشور تشدید خواهد شد .
3- آرامش وامنیت هزارجات که به حیث نمونه در زمان حاکمیت کرزی بحساب می آید درصورت ادامه این روند آرامش تبدیل به ناآرامی ودرگیری خواهد شد.
4- درصورت ادامه کوچی گری در هزارجات مردم هزاره که به حکومت کرزی اعتماد نسبی دارند اعتماد شان را از دست خواهند داد.
5- نفس کوچی گری برای خود کوچی ها نیز زیان های زیادی را به بار می آورد چرایکه آنها با ادامه کوچی گری اطفال شان از درس ،تعلیم ، تربیه وقافله تمدن عقب خواهند ماند .
6- نفس کوچی گری خود یک نوع بی نظمی اجتماعی را به بار می آورد .
7- ادامه کوچی گری درسطح کشور به بی ثباتی و ناامنی کشور کمک خواهد کرد طالبان والقاعده وسایرمخالفان از این پوشش استفاده نموده وبه بی امنیتی ها افزوده خواهد شد . دولت ومراجع حقوقی وقضایی درصدد راه حل عادلانه و منصفانه این مشکل عمده کشور باشند تا هم کوچی ها درآینده با یک زندگی جدید آشنا شده و از کوچی گری دست بردارند وهم مردمان فقیر و مستضعف کشور که از آمدن کوچی ها در مناطق شان آسیب می بینند از بلای بنام کوچی در امان باشند وزندگی برادرانه و صلح جویانه را توام با رفاه اجتماعی را در کشور افغانستان که سالهای طولانی است که نا امنی ،فقراقتصادی و فرهنگی را دیده اند به تجربه بگیرند . به امید روزیکه در کشور صلح ، اخوت ، برادری ،رفاه اجتماعی و فرهنگی فراهم گردد .
والسلام حسین محمودی کابل افغانستان – 1/08/2007

