استاد محمد اکبری
آقاي خليلي ازهمان كوچه هاي متعفن گروهي خود بيرون نيامده است
استاد خود تانرا به شكل مختصر معرفي كنيد.
نام من محمد وتخلص من اكبري است بواسطه اينكه پدركلانم محمداكبر نام داشت. متولد سال 1324 هستم. درهشت سالگي وارد مكتب شدم واز سال 1340 وارد مدرسه ديني شدم. درنيمه سال 1345 به عسكري فراخوانده شدم وپس از دوسال بازهم به تحصيلات خود ادامه دادم، ادبيات عرب، فقه، اصول ومنطق را تاسال 1350 دنبال مي كردم. سپس جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف درعراق رفتم. چهارسال آنجا تحصيل كردم وبعد از آن به منطقه آبايي خود بازگشتم. درسال هاي 55-57 مشغول تدريس در مدارس ورس وپنجاب بودم. به سال 58 دربرابرحكومت كمونيستي با مردم، قيام مسلحانه وجهاد را آغاز كرديم. از سال 1358 تا سال 1360 با شروع شوراي اتفاق من ازقوماندان هاي فعال آن بودم، كه دررأس شورا مرحوم آيه الله بهشتي بود. بعداز آنكه جنگهاي داخلي شروع شد من از شورا فاصله گرفتم و بعداز مدتي پاسداران جهاد افغانستان را بنياد نهاديم.
اوايل سال 1368 تصميم گرفته شد تااحزاب فعال شيعي مجموعاً يك حزب واحد را بسازند كه حزب وحدت اسلامي افغانستان ساخته شد ومن ازجمله مؤسسين آن بودم. گاه رئيس وگاهي معاون شوراي مركزي بودم. 23 سنبله 73 حزب وحدت هم دوجناح شد. يكي جناح آقاي مزاري ويكي هم جناح بنده. 27 جوزاي 83 هم حزب وحدت ملي اسلامي افغانستان را با جمعي ازهمكاران، تشكيل داديم.
اما شما يك مقطع ديگر را نگفتيد؛ دراواخر حكومت طالبان چه شد كه شما به آنان پيوستيد؟
ما ازطالبان خوشمان نمي آمد، مردم مناطق مركزي دربرابر طالبان مقاومت مي كردند. اواخر سنبله 1377 وبعد از آنكه طالبان برشمال مسلط شدند وبعد از غزني وميدان وپروان... باميان هم سقوط كرد وطالبان به سمت ورس آمدند. گفتم ببينم كه اينها با مردم چه ميكنند؟ مجالي براي انديشيدن داشتم كه آيا درداخل بمانم يا خارج شوم؟ درقريه اي ديگر رفتم چونكه سرك موتر نبود مي دانستم كه طالب به آساني آمده نمي تواند. دريك مدرسه رفتم وتا 20 عقرب ماندم كارها وحركات طالبان را زير نظر گرفتم وانديشيدم ومشورت كردم وسرانجام استخاره كردم به قرآن كريم كه آيا بمانم براي مردم خوب است يا بيرون شوم؟ بالاخره تصميم گرفتم تا دربين مردم بمانم تاشايد سپر بلا شوم. درهمين تاريخ تصميم گرفتم تا رعيت طالب شوم. منظور اصلي اين بود كه سپر بلاي مردم شوم تا مردم مناطق مركزي با حركت هاي حساب نشده قتل عام نشوند.
فكر مي كنيد كه در آن مقطع واقعاً تصميم درستي گرفته ايد؟
بله؛ من آن را يك فداكاري وايثار كلان مي دانم كه بسيار به نفع مردم تمام شد. تا مردم قتل عام نشوند. يعني وقتي كه من به كابل آمدم وسپس قندهار رفتم؛ آب جوشي كه به 100 درجه رسيده بود، تا 50 درجه پايين آمد.
البته بعد از رفتن شما، در زمستان 1379 درحدود 380 نفر از مردم يكاولنگ توسط طالبان قتل عام شدند.
اينها حركت هايي بود كه آقاي خليلي انجام داد. مصلحت من آن نبود. با من مشوره نشده بود نظرم آن بود كه اگر كسي مقاومت مي كند درنقطههايي كار كند كه درآنجا ها مقاومت وجود داشت يعني دربلخاب ودره صوف وشمال شرق و... من با مقاومت موافق بودم اما درمناطق مركزي بنابه موقعيت خاصي كه داشت من مي گفتم تازماني كه موقعيت نرسيده نبايد با طالب درگير شويم چرا كه مي دانستم اين حركت هاي جزيي دربرابر لشكر طالب ايستادگي نمي تواند ونتيجتاً مردم قتل عام مي شوند. چريكها مي گريزند ومردم ميمانند وكوچ خود را كشيده نمي توانند وكشته مي شوند. من باحركت هاي ضعيف دريكاولنگ موافق نبودم. تحليل من آن بود كه تا طالبان دربرابر خشم جهاني قرار نگيرند ما با حركت هاي ضعيف خود به نفع مردم كاري كرده نمي توانيم. من با حركت هاي آقاي خليلي موافق نبودم.
چرا رهبران هزاره هم درگذشته وهم درحال حاضر اينقدر متشتت وپراكنده هستند؟
دراين مقطع، مسئوليت آقاي خليلي كه معاون رئيس جمهور شده بود، اين موقعيت مربوط به جامعه هزاره افغانستان بود، يعني هم خارجي وهم داخلي ها اين آمادگي را داشتند كه معاون دوم ازمردم شيعه باشد اما خوب بود كه آقاي خليلي بااستفاده از اين موقعيت وچوكي كه بنام مردم هزاره به دستش آمده بود با تمام امكانات درخدمت مجموع جامعه شيعه قرار مي گرفت. ولي متأسفانه تاهنوز، آقاي خليلي ازهمان كوچه هاي متعفن گروهي خود بيرون نيامده ودسته خاص ووابسته خود را حق وناحق كوشش كرده كه برسرنوشت مردم مسلط بكند. اولاً از موقعيت خود به نفع جامعه تشيع استفاده لازم را نكرد. خصوصي كاري كرد والبته كل مسئوليت را به دوش ايشان نمي اندازم چرا كه ديگران هم هستند مثل آقاي محقق و جناب آقاي محسني هم، سياست را تاحدودي رها كردند. به هرصورت يكي ازعوامل بر مي گردد به خودخواهي ومحدودنگري، همه مردم را ازخود ندانستن. البته مناسبات ما زياد هم خراب نيست تفاهم ضعيفي وجود دارد اما درحدي كه رضايت بخش باشد نيست.
به مناطق مركزي افغانستان، كمترين توجهات صورت گرفته؛ چرا دولت دراين قسمت بي توجه است؟ چرا شما كاري نميكنيد؟
درحدي كه توان داشتيم وصدايمان ميرسيد تلاش كرده ايم. مخصوصاً ازطريق پارلمان. اما متأسفانه ازطريق پارلمان حتي يك افغاني هم بودجه نيست. تمام پارلمان نمي تواند كه حتي يك كاتب رتبه 13 را مقرر بكند ياعزل نمايد.
هزاره جات از دومشكل؛ حكومت را راحت ساخته است. نه مشكل تروريزم وناامني را داريم ونه مشكل كشت وقاچاق مواد مخدر را. حق مطلب اين بود كه دراين مناطق حكومت مركزي درزمينه بازسازي وانكشاف كار مي كرد. حكومت درزمينه دومشكل فوق هيچ مصرف كلاني را در هزاره جات نمي كند با اين وجود درولاياتي مثل باميان ودايكندي وغور وميدان و... هيچ كاري نكرده است، نه حكومت مركزي ونه كشورهاي خارجي.
برخي ازمردم دراين رابطه مي گويند كه آقاي كرزي؛ رئيس جمهور ولايات مركزي نيست.
تعبير من اين است كه حكومت مركزي وآقاي كرزي نسبت به هزاره جات كم توجهي كرده ومردم هم به شدت از حكومت گله مند هستند.
شما برخلاف ديگر رهبران هزاره زياد به آقاي كرزي نزديك نشديد؛ آقاي كرزي شما را نخواستند يا شما ايشان را نخواستيد؟
من به آقاي كرزي علاقه داشتم و دلم مي خواست كه با آقاي كرزي كار بكنم ولي باگذشت زمان روابط ما به سردي كشيده شد دوعامل داشت كه ازطرف آقاي كرزي بود، ايشان به تمام مردم توجه نكرد، با دوسه نفر سروكار خويش را عيار ساخت. كه انگار اگر اين دوسه نفر را داشته باشد گويا كل مردم شيعه را باخود دارد. به علايق وخواسته هاي عام مردم توجه نكرد. آقاي كرزي توسط برخي افراد به طرف كوره راههاي باريك كشانده شد. ودوم اينكه كارهاي مثبتي هم شده اما متناسب كمك هاي جامعه جهاني وتوقعات مردم نبوده است ازضعف هاي موجود حكومت من دلسرد شدم اما فعلاً منتقد عملكرد حكومت هستم. برعلاوه اينكه حكومت ايشان ضعيف است، فساد در دستگاههاي دولتي زياد است، برخوردهاي آقاي كرزي بامسايل شيعيان وهزاره ها وهزاره جات مقبول ومنطقي نبوده است.
براي فردي كه آقاي كرزي را نمي شناسد، ايشان را چطور معرفي مي كنيد؟
جناب آقاي كرزي مديريتش ضعيف است. روحيه قوم گرايي درآقاي كرزي تزريق مي شود. من اين مسئله را درگذشت زمان ودرهمين سالهاي پنجم وششم احساس كردم.
مي توانيد بگوئيد كه رئيس جمهور، فعلاً يك شخصيت مصرف شده است؟
نه من چنين تعبيري ندارم ولي ايشان را يك مدير قوي كه اين كشتي را ازگرداب نجات بدهد نمي دانم. وديگر اينكه گمان مي كنم تعدادي كوشش مي كنند تا روحيه قوم گرايي را در وجود آقاي كرزي تزريق كنند.
اگر آقاي كرزي يك تعداد از خواسته هاي شخصي شما را انجام بدهند؛ آيا حاضر هستيد تادر دورة آينده از جناب ايشان حمايت كنيد؟
ما يك حزب هستيم. امنيتي كه فعلاً درمناطق هزاره جات وجود دارد، پنجاه درصد آن محصول حسن نيت ما وطرفداران ما است. ما تاهنوز هم ازدولت آقاي كرزي بخاطر مصالح عام حمايت كرده ايم. ولي ازحكومت آقاي كرزي گله مند هستيم. آينده را بايد ببينيم كه اوضاع چگونه پيش خواهد رفت؟ من خود را فاني درمصلحت مردم مي دانم.
شما شخصاً براي چه مبارزه مي كنيد؟ براي اينكه وزير شويد؟ رئيس جمهور شويد؟ براي دين، ايمان و.. براي چي؟
ازشما ممنون كه اين سؤال را مطرح كرديد. از اول سال 58 كه وارد مبارزه مسلحانه برعليه دولت وقت شدم درهر سفري كه براي جهاد ميرفتم، گمان قوي ما اين بود كه ممكن است اين سفر، سفر آخرما باشد. با همين وضعيت ما اين ايمان را داشتيم كه مردم افغانستان پيروز مي شوند اما اينكه آيا من زنده باشم يانه، اين اطمينان را نداشتم. هرچند كه افتخار شهادت را نداشته ام اما به فكر من آن بوده كه بايد مبارزه كنيم تاآن وقتيكه حكومت اسلامي متكي به آراي مردم روي كار بيايد. حكومتي روي كار بيايد متشكل از نيكان مردم، اشخاص داراي عزت نفس ومناعت طبع واشخاص دلسوز مردم دررأس حكومت قرار بگيرد وما به زير لواي چنين حكومتي زندگي كنيم.
خُب چه فايده؟ درآن شرايط شما چه به دست مي آوريد؟
هيچ! جز رنج وغم ومصيبت ومشقت. يعني ازمدتي كه وارد مبارزه شده ام، هيچگاهي آرزو نداشتهام كه يك موقف برجسته درحكومت داشته باشم.
پس مبارزه شما، مبارزه آيديالوژيك است؟
بله، دقيقاً. ماحكومتي مطلوب ميخواهيم. حكومتي كه مبتني برعقايد اسلامي باشد. حكومتي باكفايت، خدمتگذار وحكومت نيكان كه مردم را دوست داشته باشند ومردم هم زير سايه چنين حكومتي احساس آسايش وامنيت كنند. گله من ازآقاي كرزي ندادن موقف وچوكي نبوده است.
شما عضو جبهة ملي هستيد؛ باوجود آنكه جبهه ملي زياد فعال نيست اما بسيار سنگين است. اين وزن ازچيست؟
جبهه ملي براساس تصريحات قانون اساسي واصول دموكراسي تشكيل شده است. قبل از آن، شوراي متحد ملي بود، احزاب بود. جبهه ملي چون ازچندين شخصيت برجسته ملي واحزاب شناخته شده تأسيس شده است كه باهم همنظر هستند وآراء بسيار زيادي ازمردم را باخود دارند وازطرفي درچوكات قانون منتقد دولت مي باشند، بناءً داراي اعتبار ويژه اي مي باشد. اما اينكه فعاليت سياسي چشمگير ندارد بايد توجه داشت كه حركت هاي سياسي زود ثمر نمي دهد.
اما باوجود اينكه حركت هاي سياسي زودثمر نمي دهند ليكن ائتلاف هاي سياسي زود مي شكنند.
ولي من اين نظر را ندارم. جبهه ملي از وقتيكه تشكيل شده وضعيتش، وضعيت خوبي است. يعني كسانيكه آمده اند فعال اند و با دلگرمي حضوردارند.
اگر يكي از استوانه هاي جبهه ملي ازپيكره جبهه ملي جدا شود، براي اين جبهه چه اتفاقي خواهد افتاد؟
البته اشخاص درهرجامعه وسازماني نقش هاي متفاوتي را دارند. بعضي اشخاص عمده وتأثير گذار ترند برخي كمتر نقش دارند براي جبهه يك خبر خوشي نيست اگر كسي از آن فاصله بگيرد اما جبهه قطعاً متكي بريك نفر نيست.
چرا حكومت اين تصور را دارد كه سايه سنگين جبهه ملي؛ كمرش را مي شكند؟
جبهه ملي با رعايت قانون اساسي واصول دموكراسي درست شده وحكومتي كه پلوراليزم سياسي واصول دموكراسي را بپذيرد، تشكيل چنين جبهه اي درمقابل آن، چيز عجيبي نيست. نبايد كسي ازآن هراس كند وآن را دشمن خود بداند. عكس العمل حكومت وزعيم حكومت دربرابر جبهه ملي تند بود اما دليل آن را بايد خودشان جواب بگويند، درحاليكه قبل از آن احزاب وجبهه هاي ديگري نيز شكل گرفته بودند اما حكومت ورئيس جمهور هيچ واكنشي نشان ندادند ودربرابر جبهه ملي حساسيت نشان دادند.
اگر ازشما بخواهيم كه پيشاپيش تيتر مصاحبه تان را انتخاب كنيد. چه مي گوئيد؟
عامل وجود امنيت مطلوب درهزاره جات، حسن نظر بنده وهمفكران من است.
وسخن پاياني شما
از زحمت شما تشكر مي كنم و براي شما آرزوي توفيق دارم.
حسین محمودی
