تبليغاتX
انجمن فرهنگی و اجتماعی باران

انجمن فرهنگی و اجتماعی باران

اطاعت از خدا خدمت برای مردم

پايان المپيك بيست و نهم با قهرماني چين

چاپ صفحه

پايان المپيك بيست و نهم با قهرماني چين

(دو شنبه > 4 سنبله 1387)

المپيك 2008 بیجینگ به پايان رسيد و چین با کسب 100 مدال رنگین قهرمانی‎ اش در المپیک را تکرار نمود.
سرانجام المپيك بيست و نهم پس از هجده روز رقابت به پايان رسيد كه چين با درخشش خيره كننده خود آمريكا را جا گذاشت و با 51 طلا، 21 نقره و 28 برنز بر سکوی نخست جهان ايستاد. آمريكا نيز با 36 طلا، 38 نقره و 36 برنز دوم شد و روسيه در روزهاي پاياني از زير سايه بريتانيا بيرون آمد و با 23 طلا، 21 نقره و 28 برنز در جايگاه سوم قرار گرفت.
از مجموع 206 کشور حاضر در رقابت‎های المپیک، 87 كشور صاحب مدال شدند كه افغانستان نیز با کسب یک مدال برنز روح‎الله نیکپا در رده هشتاد و یکم این بازی‎ها قرار گرفت.
در روزهاي پاياني المپيك در هفت رشته مدال تقسيم شد كه در دوش ماراتن «وانجيرو» از كنيا مدال طلا گرفت. در بسكتبال آمريكا با پيروزي 117 بر 108 مقابل اسپانيا قهرمان شد. در بوكس كشورهاي تايلند، اوكراين، دومينيكن، بريتانيا، روسيه (دو طلا)، چين (دو طلا)، مغولستان، قزاقستان و ايتاليا مدال‌هاي طلا را به خود اختصاص دادند. طلاي جمناستيك ريتميك به روسيه رسيد و در هندبال فرانسه با پيروزي 28 بر 23 مقابل ايسلند قهرمان المپيك شد.
هم‎چنين مدال طلاي واليبال به آمريكا رسيد كه موفق شد سه بر يك برازيل را شكست دهد. مجارستان نيز با پيروزي 14 بر 10 مقابل آمريكا قهرمان واترپلو شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 12:38  توسط محمد حسین محمودی  | 

نیکپا راه را هموار کرد؟!

چاپ صفحه

نیکپا راه را هموار کرد؟!

(یک شنبه > 3 سنبله 1387)

چند روز از کسب اولین مدال تاریخ ورزش افغانستان در المپیک توسط روح الله نیکپا تکواندوکار جوان کشورمان می گذرد و تا هنوز هم نام او بر سر زبان های تمام مردم کشور است.
کسب این افتخار و اهتزاز بیرق کشورمان در بین کشورهای قدرت مند و پیش رفته ای مانند آلمان و اسپانیا و ... نشان گر این است که ورزش وسیله ای خوب، مفید و نشاط آور برای معرفی افغانستان به جهانیان است اما....
اما کاش مسئولین ورزشی و غیر ورزشی کشور به این موضوع واقف باشند و از سرمایه گذاری های بیهوده بالای دیگر مسایل پرهیز کنند و کمی هم به ورزش توجه نشان دهند.
با این حال مردم معتقدند که کسب مدال برنز توسط روح الله نیکپا تنها و تنها به زحمات خود او تعلق دارد نه توجه مسئولین، زیرا این ورزش کار به مانند دیگر ورزش کاران و افتخارآفرینان کشور از وضع اقتصادی خوبی برخوردار نیست و امکانات آن چنانی نیز در اختیار ندارد.
همان طور که همه گان می دانند روح الله در زیرزمینی و تنها بر روی یک توشک تمرین می کند و از امکانات غذایی و رفاهی نیز حتی به اندازه ده فی صد قهرمانان دیگر کشورها سود نمی‎‎برد.
هرچند نمی توان از مشکلات عمده مانند امنیت و نبود زیربناها در کشور که دامن گیر دولت مردان است، چشم پوشی کرد اما سرازیر شدن میلیون ها دالر کمک خارجی نه تنها نتوانست گوشه ای از مشکلات ورزش کاران را مرفوع بسازد که هیچ توجهی نیز صورت نگرفته است.
اگر به وضع ملی پوشان افتخارآفرین در کشور توجه صورت گیرد، می بینیم که در طول سال مبلغی بسیار ناچیز تحت عنوان عصریه پرداخت می گردد که حتی نمی تواند خرج جیب ورزش کاران را تامین کند چه برسد به این که در زمینه تغذیه پرانرژی برای آنان مفید باشد.
در عین حال نباید تنها به مدال برنز نیکپا به عنوان اولین مدال المپیکی کشورمان بسنده کرد بلکه می بایست دیگر ورزش کاران در دیگر رشته های المپیکی و جهانی از این افتخار درس گرفته و نشان بدهند که روح الله و مدال وی توانسته است راه را برای دیگر افتخارات هموار كند.
اما در هموارکردن این راه، مقامات و مسئولین دولتی و ورزشی نباید فراموش کنند که نقش بارز و ارزنده ای دارند و جدای از هر شخص دیگر، مقامات کمیته ملی المپیک نیز باید بیش تر از دیگران درس گرفته و بدانند که توجه بیش تر به ملی پوشان در تمام رشته ها می تواند برای خودشان و ملت شان ارزش مند باشد.
هرچند مقامات کمیته ملی المپیک همیشه سخن از توجه به تمام ورزش ها سر می دهند اما مسابقات المپیک 2008 بیجینگ را اگر مشت نمونه خروار بدانیم می بینیم که در این مسابقات به غیر از روح الله نیکپا که البته فقط با شایسته گی خود، توانسته بود سهمیه المپیک را به دست آورد سه ورزش کار دیگرمان به صورت افتخاری در این رقابت ها حاضر بودند، در حالی که اگر امکانات بیش تری در اختیار ورزش کاران افغان قرار گیرد، آن ها نشان داده اند که می توانند در رقابت های مهم، دست آوردهای خوبی داشته باشند.
هم‎چنین کمیته ملی المپیک کشور و مسئولین آن می بایست از کسب مدال توسط رشته های ورزشی ای که تا حال در افغانستان موفق بوده اند، متوجه این موضوع شده باشند که مصارف بیهوده براي رشته هایی که هیچ منفعت و حتی مسابقه ای ندارند، نمی تواند نشان از کارایی آن ها در جهت رشد و شکوفایی رشته های ورزشی مختلف داشته باشد چون با این کار از کیفیت کاسته و بر کمیت افزوده می گردد.
در عین حال کارشناسان معتقدند که مقامات دولتی کشور نیز بر خلاف سایر کشورها کم‎تر و شايد هم هیچ توجهی به ورزش و ورزش کاران ندارند و در جهت هموارسازی راهی که نیکپا به دیگران نشان داد تا حال اقدامی درخور توجه نشان نداده اند و امید می رود که از این پس، در این جهت کاری صورت گیرد.
با این حال باید دید که پس از مسابقات المپیک 2008 چین، چه تغییراتی در جهت کسب افتخار در دیگر مسابقات ورزشي که وسیله ای مهم و آسان جهت شناسایی افغانستان آرام به جهانیان است ـ روی خواهد داد و چه راه کارهای بهتر و مفیدتری از سوی مسئولین روی دست گرفته می شود؟ (سوالی که تا حال زیاد پرسیده شده اما جواب قانع کننده به آن داده نشده است.)

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 12:34  توسط محمد حسین محمودی  | 

8 ثور


8 ثور مطابق با روز پیروزی مجاهدین ، امسال با حادثه اسف بار تروریستی همراه بود که نه تنها دولت بلکه تمام نیروهای حافظ امنیت را در پایتخت به چالش کشید.

 

تروریستها با نیروهای پلیس و گارد ریاست جمهوری درگیرشدند که سر و صداهای این تقابل،

شهروندان کابل را از خواب بیدارکرد.




خواب آشفته ای که شاید در طول این سالها بارها تعبیر شده است وتداعی کننده سالهای تلخ اوائل پیروزی مجاهدین بوده است . اما این باردیگر رویا نیست بلکه حقیقت تلخی است که برای مقابله باآن نه انگیزه ای برای جامعه جهانی باقی مانده نه توانی برای ملت.

طالبان که در طول این چند سال از انسجام نیروهای امنیتی داخلی و خارجی ترس و هراس داشت و در خودش توان مقابله جدی با دولت را نمیدید، امروز با استفاده از آشفتگی و بی برنامگی اردوگاه دولت و نیروهای خارجی در کمینهای حساب شده بسیاری از نقاط کشور را هدف قرار داده و با این تاکتیک ها کفایت و انسجام نیروهای امنیتی را با چالش  جدی روبرو کرده است.

 

ذکر چند نکته حائز اهمیت است تا بتوان با کشف انگیزه این حادثه به بسیاری از سوالات و ابهامات پاسخ داد.

1- با وجود هزاران نیروی امنیتی متشکل از وزارت دفاع، امنیت ملی و ناتوکمی تعجب بر انگیز است که  آنان نتوانسته اند حداقل امنیت را برای چنین روز مهمی انهم در پایتخت، شهری که به زعم خودشان از امنیت کامل برخوردار است، فراهم کنند.

گفته میشود که نیروهای خارجی امنیتی و حتی محافظان شخصی کرزی در زمان بروز حادثه با دستپاچگی، سلاحهای خود را به زمین گذاشته و روی زمین دراز کشیدند و بعضا هم بدون اختیار فیرهای هوائی کردند که این خود عدم حرفه ای بودن انها را نشان می دهد.

بروز این حادثه امنیت شکننده کابل را به وضوح نشان داده و اقتدار نیروهای امنیتی را شکست.

2- تحلیلی که در رابطه با انگیزه اصلی عاملان این حادثه بیشتر به واقعیت نزدیک است این میتواند باشد که حامد کرزی مرد بی جایگزین سالهای قبل، دیگر برگی برای بازی ندارد و میتوان این حادثه را اخطاری برای کرزی برای خروج از قدرت قلمداد کرد.

تلاشهای مصرانه کرزی برای ماندن در قدرت و ادامه توجیهات سوخته و بی اساس او، کار را برایش مشکلتر خواهد کرد.

۳- علاوه بر آن انگیزه دیگری که میتوان برای طراحان این حادثه متصور بود، اینست که مسببین این حادثه دل خوشی از مجاهدین و پیامدهای حضور انها در قدرت را نداشته و با اخلال در این مراسم، به نوعی اعتراض خود را با این جشن که به اعتقاد انها روز ننگینی در تاریخ کشور است، نشان دهند.

 هدف قرار دادن پایتخت وسوء قصد به جان رئیس جمهور از طرف تروریستها آن هم در شرایطی که هزاران نیروی حافظ امنیت به گشت زنی مشغول بودند حکایت از فصل تازه ای از نا آرامیها در کابل و دیگر نقاط را همراه دارد.

منتظر خواهیم ماند تا ببینیم عکس العمل بعدی انها چه خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 19:6  توسط محمد حسین محمودی  | 

ناتو ناموفق در اروپا و آسیا

 
 

ناتو ناموفق در اروپا و آسیا

ناتو ناموفق در اروپا و آسیا
نیروی ناتو هرگز نتوانست صلح را در افغانستان و صربستان پیاده کند و اکنون  ناتو به عنوان یک نیروی ناکارآمد نگاه میشود .حضور ناتو در کابل در زیر پرچم آمریکا اکنون به همگان نشان داده که ناتو در افغانستان از آمریکا خط می گیرد . در اروپای شرقی نیز سیاست های ناتو شکست خورد ه است .ناتو به عنوان ابزار دست غرب زمانی د رمقابل پروژه ی هسته ای شوروی سابق ایفای نقش می کرد و آنچه از آن خواسته شد ه بود را انجام می داد.
ناتو در پوشش دروغین بزرگ بودن ، خود را پنهان کرده است .نشست روز سه شنبه وزیران ناتو یک پوشش بی ارزش بود بر اشتباهات اخیر ،قرار بود در این نشست را ه حل مناسبی برای معضل گرجستان پیاده شود و روسیه مجبور گردد محکومیت خود را بپذیرد و برای نجات شهروندان روسی تبار گرجستانی چاره ای اندیشده شود اما آنچه حاصل شد خلاف برداشتها بود .ناتو با عملکرد خود دراین جلسه عملأ به گرجستان و اوکراین فهماند که در نقاط مرزی با روسیه بازی راه نیندازند تا مبادا ناتو به دردسر بیفتد.
روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باید به ناتو می پیوست تا امروز خود در آن ایفای نقش کند .چون امروز ناتو یک نیروی فاقد دیپلماسی و هدف خاص است و حتی امروز در عضو گیری جدید نیز ملاک خاصی ندارد .امروز نیازی به حضور ناتو در جمهوری های بالتیک،نواحی مرزی شمال تا جنوب نیست همانطوری که نیازی به نصب سپر موشکی آمریکا در لهستان و چک احساس نمی شود .اما ناتو هرگز این قدرت را ندارد که بر آمریکا فشار آورد تا دست از خواسته اش بردارد .
برخورد امروز ناتو با مسأله سپر موشکی آمریکا در لهستان متفاوت با آنچه که در مورد سپر موشکی اتحاد جماهیر شوروی در کوبا روی داد می باشد.برخورد ناتو در مورد دفاع روسیه از شهروندان روسی الاصل ساکن گرجستان با آنچه در مورد اقلیت کرد در عراق و اقلیت آلبانیایی تبار در صربستان بود متفاوت است.
اوایل این ماه جورج بوش گفته بود که در عصر کنونی با زور به فکر گسترش قلمرو بودن تاریخ مصرفش را از دست داده است اما هرگز نمی توان این گفته را پذیرفت چون اولا باید توجیهی برای اعمال فشار ناتو بر روسیه و دوماً ورود آمریکا به ممالک اسلامی به اسم دموکراسی پیدا کرد.
روسیه و ایران دو نگرانی بزرگ آمریکا در عصر کنونی است .ایران و روسیه که خود را احاطه شده توسط آمریکا می بیند هرگز با خواسته های کاخ سفید در مورد راه حل های پیشنهادی آن موافق نیست.
ناتو در مورد روسیه پاسخ دو پهلوی می دهد و می گوید این ها فقط زبان زور را میفهمند که این گفته خود نوعی تقلید از مرام روسیه در قبال گرجستان می باشد با این تفاوت که روسیه با قدرت وارد شد اما ناتو این قدرت را هم ندارد.
حضور ناتو در نوار مرزی با روسیه به این گمان است که به طرف مقابل بفهماند توانایی حمله وجود دارد در حالیکه در واقع این قدرت وجود ندارد و ناتو فقط میخواهد حضور خود را اعلام کند نه اعمال نفوذ و کارآمدی خود را.
اگرچه روسیه در مورد مسئاله گرجستان اشتباه بزرگی کرد اما هرگز تهدید بزرگی برای غرب به شمار نمی آید.
برخورد ناتو با روسیه همانند بازی با دم شیر است همانطور که برخورد ناتو در مورد افغانستان و پاکستان که لزوماً باید نام هر دو کشور را با هم بیاوریم نوعی بازی با دینامیت است .امروز اسامه بن لادن و رامسفلد هر دو با هم می خندند.اولی به خاطر اینکه حمله ناتو علیه تروریست باعث نیروگیری پیشتر طالبان در پاکستان شد و دومی به این خاطر که وی معتقد بود بعد از حمله به یک کشور باید سریعاً منافع را برداشت و فرار کرد نه اینکه ماند و رسوا شد .
سقوط پرویز مشرف در پاکستان برای دموکرات های این کشور خوشایند بود در حالیکه برای حضور نظامی ناتو در افغانستان بسیار تکان دهنده بود چون ناآرامی های سیاسی در داخل پاکستان باعث تقویت طوایف حامی طالبان شده و جنگ در نواحی مرزی گسترش می یابد.
عملکرد ناتو بسیار افتضاح بوده است و همواره از آمریکا خط می گیرد و نیروهای آمریکایی هم هرگز خود را تحت سلطه ی قوانین بین المللی نمی دانند.
امروز افغانستان از فقدان اتحاد سیاسی ونظامی رنج میبرد و رو به بدبختی نهاده است.افزایش نیرو های آمریکایی به افغانستان کار اشتباهی است چون که طالبان روستایی هرگز با این مسئاله کنار نخواهد آمد در حالیکه ممکن است شبه نظامیان کمی متمدن عراقی این مسئاله را بپذیرند.افزایش نیرو در افغانستان باعث ایجاد سه قطب متفاوت ناتو ،آمریکا و قوای افغانستانی می شود که این بهترین هدیه به دشمنان افغانستان است.
ایجاد اتحاد در پاکستان زمان می برد و حیات خلوت پاکستان _افغانستان کمی آرام است و طالبان همچنان با فروش تریاک وحمایت های عربستان سعودی روز به روز تجهیز میشوند و این یعنی... .
فعلا هیچ چیز خاصی در حال اتفاق افتادن نیست . پاکستان به عنوان ششمین کشور بزرگ دنیا در حالی که از تجهیزات هسته ای نیز برخوردار است درگیر ناآرامی داخلی است و این بهترین فرصت برای طالبان است که آزادانه در جنوب و شرق با دم خود گردو بشکنند و شرایط را در داخل پاکستان ناآرام تر کنند.
نیروهای غرب هرگز نمی خواهند پند بگیرند،جنگ های این چنینی راه حل کار نیست اگر قرار باشد آمریکا در یک ویتنام دیگر گرفتار شود آن افغانستان است.جایگزینی سریع در عراق مانند قبولاندن قرآن مسلمانان به نامسلمانان می باشد.در بهترین حالت آمریکایی ها ممکن است کشور شکست خورده و سرافکنده مانند کزوو از خود به جای بگذلرند و در بدترین حالت شکست خورده و سرافکنده برگردند.
عدم صلح در افغانستان زیاد به زیان خود افغانستانی ها نیست اما نبود صلح در افغانستان حسابی پاکستان را خواهد رنجاند .آیا این می تواند پری دیگر بر کلاه ناتو باشد؟
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 18:8  توسط محمد حسین محمودی  | 

مردم افغانستان همواره قربانی دخالت های خارجی بودند

مردم افغانستان همواره قربانی دخالت های خارجی بودند

رييس جمهوري ايران

مردم افغانستان همواره قربانی دخالت های خارجی بودند


دكتر احمدی نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران در مصاحبه با شبکه تلویزیونی PBC آمریکا درباره مسایل جاری در افغانستان  گفت: باید اجازه داد تا ملت افغانستان مسایل و مشکلات ...

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 17:56  توسط محمد حسین محمودی  |